|
بقعه متبرکه امامزاده ابراهيم (ع)
آری امامزاده ابراهیم (ع) ملقب به سپهسالار از نوادگان امام زینالعابدین (ع) میباشد . مرقد مطهر این امامزاده درقریه تکیه سپهسالار و به فاصله ۴۵ کیلومتری جاده چالوس واقع است ، مزار این امامزاده در سینه کش کوه و در خارج از بافت روستا قرار گرفته و زوار می بایست برای رسیدن به بارگاه امامزاده مسافتی حدود یک کیلومتر را کوهپیمايی نمایند . مساحت اراضی بقعه حدود ۳ هزار متر مربع بوده و بقعه ساخته شده بر روی مزار دارای سقف شیروانی است مرقد مطهر زیر تخته سنگی قرار گرفته بر روی مزار حائل بوده و قسمتی از سقف را تشکیل میدهد. در جوار ضریح و قسمت تحتانی تخت سنگ مذکور دهانه غاری است که در فصول بهار و تابستان از آن نسیم خنک و مطبوعی به حرم می وزد . درسال ۷۸ زائر سرای بقعه در دو طبقه ساخته شده و به زوار سرویس میدهد . کوهستانی بودن منطقه و وجود آبشارهای زیبا در سربند و دربند موجب گردیده این بقعه مورد توجه مردم قرار گیرد . لذا بدین منظور در فصول بهار و تابستان جمعیت زیادی برای گردش و زیارت به این امامزاده مراجعه مینمایند . (( منبع : سایت فرمانداری کرج ))
بقعه متبرکه امامزادگان ام کبری و ام صغری (س)
درخت چنار کهنسال امام زاده حسن
اين درخت چنار در 15 كيلومتري مسير جاده كرج به چالوس در مسير پيست اسكي خور داخل محوطه امامزاده حسين روستاي گوراب قرار دارد. طول و عرض جغرافيايي مكان استقرار آن N ً14 َ55 º35 و E ََ54 َ05 º51 است. ارتفاع محل استقرار آنها از سطح دريا 1900 متر است. از پاي درخت جوي آب خوبي ميگذرد. محيط يقه يكي از درختان 50/21 متر است. 8 پايه قطور دارد كه 5 پايه سالم و 2 پايه نيمه سوخته و 1 پايه آن سوخته است. ارتفاع اين چنار 25 متر، دو قطر كوچك و بزرگ مجموعه تنههاي آن از ارتفاع برابر سينه 6 و 1/8 متر است. تاج درخت بسيار گسترده، طول و عرض آن 25*27 متر و سطح تاج پوشش آن 675 متر مربع است.
بقعه متبرکه امامزاده طاهر (ع)
امامزاده عبدالله از نوادگان امام زینالعابدین (ع) مرقد آن حضرت در قریه علیآباد گونه از توابع محمدشهر واقع است . مرقد آن امامزاده در بالای تپهای مشرف به زمینهای زراعی آن روستا و ولد آباد بزرگ واقع شده که در فصول بهار و تابستان منظرهای زیبا به دیدگان زوار و بازديد كنندگان میبخشد . اراضی امامزاده بالغ بر سیزده هکتار میباشد . به غیر از ساختمان بقعه که قبل از انقلاب ساخته شده و شامل یک گنبدخانه و چهاراطاق در چهارگوشه آن میباشد ابنیه دیگری در آن احداث نشده است. بنای هشت ضلعی و نوساز بقعه با مساحتی حدود ۱۰۰ متر مربع بر روی تپهای بلند تر از زمينهای اطراف خود قرار دارد .
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388ساعت 16:15  توسط دلنواز قراملکی
|
آرامگاه پیامبران در سراسر دنیا سلام
دوستان عزیز :
سعی دارم ارامگاههای انبیای بزرگ الهی و اوصیای ایشان را برای نمایش خدمت دوستان تقدیم کنم از این جهت هر کس که از آرامگاه های پیامبران جایی نشانی چیزی سراغ داره یا عکس داره اینجا قرار بده . بعد از مدتی آرشیو غنی و دیدنی خواهد شد.
ارامگاه دانیال نبی (ع)
![]() ![]() دانیال یكی از پیامبران بنی اسرائیل (قرن هفتم قبل از میلاد) است وی در شهر شوش ارمیده است دانیال به زبانهای عبری مفهوم (خدا حاکم من است) را دارد. دانیال نبی درکودکی به همراه عده زیادی از یهودیان به اسارت بخت النصر (حاکم بابل ) درآمده بود. تااینکه درسال 935 قبل از میلاد کوروش کبیر درلشکر کشی به بابل او ویهودیان اسیر ( 40 هزار تن) را آزاد کرد.تعدادی از یهودیان به کنعان بازگشتند و تعدادی هم به همراه حضرت دانیال به ایران آمدند و در نزدیکی شوش ساکن شدند. دانیال به خاطر حکمت و دانش تعبیر خواب از مقربین پادشاه ایران شد و سرانجام در سن ۸۵سالگی در شوش به رحمت ایزدی رفت. ( به نظر می رسد دانیال نبی هنگامی که به خواست داریوش برای بازدید و زیارت به بیت المقدس می رفت در " بر کنار رود "شاوور" درگذشته و در شهر شوش به خاک سپرده شد. ![]() حيقوق نبی (ع ) حیقوق نبی از پیامبران بنی اسراییل است که حدود ۲۶۰۰ سال پیش می زیسته و نگهبان معبد بزرگ یهودیان در اورشلیم بوده است. . ![]() چهار پیامبر قزوین سلام، سلوم، سهولی، القیا به نظر این پیامبران همزمان با اصحاب كهفمیزیستهاند. زمان مرگشان با یكدیگر متفاوت بوده ولی یارانشان بعد ازدفن اولین پیامبر در این مكان، بقیه را هم در كنار او دفن كردند مرقد این چهار نبی در خیابان پیغمبریه قزوین قرار دارد اشموئيل نبی(ع) ![]() آرامگاه مطهر اشموئیل نبی«ع» با بیش از 2800 سال قدمت در ساوه همچنان نیایشگاه بندگان موحد و یكتاپرست خداست. اشموئیل نبی«ع» از پیامبران بزرگ بنی اسرائیل است و بارگاه وی در شهرستان ساوه و دریازده كیلومتری جاده بوئین زهرا قرار گرفته است.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم آذر 1387ساعت 14:59  توسط دلنواز قراملکی
|
سلام دوستان عزیز : اگر برای سوالات خود دنبال ژاسخ می گردید یا دنبال تفسیر قران . نهج البلاغه . صحیفه سجادیه . شبهات اعتقادی . مهدویت . حرف دل منتظران . اهل بیت علیهم السلام . مباحث اعتقادی و فلسفی . خدا . عشق . عرفان . احکام و سوالات شرعی و... دارید اینجا دنبالش بگردید . موفق و پایدار باشید . --------------------------------------------------------------------------------------------- سوال : من ایرانی باید به زبان عربی خدا را ستایش کنم و خم راست شوم همه ادیان و مذهبها یه واحد دارن حالا چه فرقی میکنه که با چه رسمی یا با چه زبانی خدا را ستایش کنم و یا اصلا من یه انسانی هستم که خدا رو قبول ندارم ولی توی تمام عمرم سعی کردم مردم ازاری نکنم حالا مهم که یه خدا داشته باشم؟
جواب : برای برقراری ارتباط با بالاترین موجود هستی باید با لسانی ارتباط برقرار کرد که بهترین و کاملترین باشد . و طبق اذعان یونیسکو زبان عربی کاملترین زبان دنیا است . دوم اینکه برای پرستش خالق دنیا باید با کاملترین دین که خالق هستی ان را تایید می کند ، ان خالق را پرستش کرد و اسلام کاملترین دین و زبان این دین عربی است . نتیجه : باید این خالق را با دین اسلام و به زبان عربی پرستش کرد . البته تمام مسیحیان دنیا خدا را با زبان ارمنی و مسیحی ستایش می کنند همچنین یهودیان تمام دنیا خدا را با زبان عبرانی ستایش و عبادت می کنند .و مسلمین هم خدا را با زبان عربی عبادت می کنند . اما اگر قرار باشد یک عده زبان دین را تغییر بدهند و عده ای شکل عبادت و جمعی نحوه ستایش را ، نتیجه همان می شود که ادیان تحریف شده مثل مسیحیت و زرتشتیت و بودائی و... به ان مبتلا شده اند . اسلام برای جلو گیری از این سرنوشت اجازه نداده شکل و محتوای دین اسلام عوض شود . هر چند با صدای بلند هم اعلان می کند : " ان اکرمکم عند الله اتقاکم" اگاه باشید که مقرب ترین شما به خداوند با تقواترین شماست . و زبان ، نژاد و رنگ شما برایتان درجه محسوب نمی شود . اما : خداپرستی یک مقوله است و با مردم مواسات داشتن موضوعی دیگر ، و این دو هر چند قابل جمع هستند ولی قابل انفکاک نیستند . به این معنا که هر خدا پرستی با مردم مهربان است مگر انکه به دروغ ادعای خدا پرستی کند اما اینطور نیست که هر غیر موحدی با مردم رئوف باشد . ---------------------------------------------------------------------------------------------- سوال : در سفر اخیری که بنده به مشهد مقدس جهت زیارت حضرت امام رضا(ع) داشتم ، دو چیز توجه من رو بیش از همیشه به خودش جلب کرد: یکی بوسیدن بیش از اندازه درب ها و پنجره های حرم و حتی بوسیدن عصای دست خدام حضرت و دومی مراسمی بود که هر روز صبح گلهای روی زریح مطهر را جمع اوری میکردن و در مجلسی بعد از ختم قران و دعا و مداحی بر روی انها، در بسته بندی های کوچک بین حاضرین تقسیم میکردند. قبول دارم که تمام این اعمال از روی اعتقاد و به قصد تبرک میباشد، اما به نظر شما اینگونه زیاده روی ها ان هم از طرف یک نهاد رسمی مانند استان قدس ، زمینه تبلیغات منفی علیه شیعه مبنی بر مشرک بودن شیعیان را تقویت نمیکند؟ و اگر جواب بلی است چرا هیچ یا از علما و مراجع در این زمینه اقدامی نمیکنند؟ جواب :
سلام دوست عزیز : اتفاقا بنده هم مدتی پیش به زیارت اقا مشرف شدم و دقیقا همین سوال از ذهنم خطور کرد و فلسفه پخش ان گل ها را بین مردم از ان (خدام) بزرگواران جویا شدم فرمودند : ما مواردی را داشتیم که با اثابت این گل ها به بدن شخص فلج شفا یافته است . البته این حرف ریشه قرانی دارد : والقی قمیصه ... (سوره یوسف) وقتی پیراهن یوسف را به چشمان یعقوب نبی مالیدند چشمان نابینای پدر بینا شد ! حال ایا گل هایی که متبرک به حضور امام معصوم و وصی بر حق اشرف کائنات است این اثر را نخواهد داشت ؟ البته ما هر کاری بکنیم وهابیت دست از شبهه افکنی بر نخواهد داشت چرا که انها با اصل وجود ما مشکل دارند نه با فروع ما ، به همین خاطر بگذارید انها از این کارهای ما عصبانی باشند و از این عصبانیت بمیرند . هر چند ما هم نباید عوامانه دست به کاری بزنیم که بعدا سرافکندگی برای ما به ارمغان بیاورد .
------------------------------------------------------------------------------------------------------- سوال : اگه شما کتاب سینوهه پزشک مخصوص فرعون رو مطالعه کرده باشین، حتما میدونید که اعتقاد به شفا گرفتن از مقدسات در همه ادیان و زمانها وجود داشته. بطوریکه در همان زمانها هم کاهنین مریضهای لا علاج را درمان میکردند. حدس بنده این است که این شفا گرفتن ها ریشه در اعتقاد و انرژیی هست که مریض از مقدسات میگیره، نه پیراهن یا گل یا درب و ..... طبیعتا تعداد زیادی مریض هم وجود دارند که بدون مراجعه به حرم امام رضا و تنها با درخواست از خداوند شفا گرفته اند.... به نظر شما ادامه این روند ( گره زدن نخ به پنجره فولاد، بوسیدن دربها، پخش گل و .....) خطرناک نیست؟ جواب : آیا شفا دادن از طرف ائمه لازم است یا نه ؟ با سلام : دوست عزیز : معجزه براى اثبات دعوت نیست بلکه براى اثبات صحت دعوى است; یعنى پیامبر - صلى الله علیه و آله و سلم - كه مىآید دو حرف دارد: یكى دعوت و دیگرى دعوى. دعوتش این است كه خدا هست، واحد، بىشریك، علیم، قدیر، سمیع، بصیر و . . . است . هم چنین حساب و كتاب هست، نشئه بعد از مرگ هست، هر عملى كه انسان بكند مسئول است . اینها دعوت است و همه اینها را مىشود با برهان فهمید، معجزه نمىخواهد . سخن دیگر اینها دعوى است مىگوید : من از طرف خدا آمدهام، این دعوى را با معجزه باید ثابت كنند، آن دعوت را با برهان مىتوان اثبات كرد لذا در هنگام استدلال بر توحید دلیل اقامه مىكنند، براهین اقامه مىكنند، نمىگویند ما حالا چون عصا را اژدها كردیم خدایى هست آن را بدون معجزه هم مىتوان فهمید البته اگر دعوى ثابتشد دعوت را هم خیلىها مىپذیرند، یعنى اگر ثابتشد كه این شخص پیامبر است یقینا خدایى هست كه او را فرستاده است، به سخن او اطمینان پیدا مىكنند . اكثر مردم این چنیناند، اما دعوت نیازى به معجزه ندارد با برهان مىتوان اثبات كرد، خواص آن دعوت را با برهان مىفهمند، ولى دعوى را البته باید با اعجاز یا نشانههاى دیگر تثبیتبكنند . براى اثبات دعوت، آن براهین هم كافى است معجزه هم به نوبه خود سهمى دارد و مانند آن. اینجاست که شفا دادن از طرف ائمه علیهم السلام می تواند به نوبه خود اعجاز و معجزه در اثبات الهی بودن رسالت و امامتشان باشد . اما این نکته را نباید از خاطر برد که شفا را چه از امام و چه از مبادی دیگر کسی طلب کند شفا دهند فقط خداست و کسی نمی تواند مستقل از خدا شفا دهد .
---------------------------------------------------------------------------------------------- سوال : با عرض سلام و خسته نباشید 1- قرآن چه موضعی نسبت به این حکم دارد؟
جواب : سنگسار كردن چیست و در چه مواردی اعمال میشود؟
البته: سنگسار كردن در صورتی است كه زن و مرد اعتراف نمایند آن هم چهار بار و یا چهار شاهد عادل به زنای حقیقی آنها دقیقاً شهادت دهند.
اگر مردی كه همسر دارد و در اختیار او است با زنی زنا كند, آن مرد را سنگسار می كنند و یا اگر زنی كه شوهر دارد و شوهر در اختیار او است با مردی زنا كند آن زن را سنگسار می كنند, اصطلاحاً به این گونه زنا, زنای محصنه می گویند و به سنگسار كردن , رجم می گویند. رجم و سنگسار كردن یكی از حدود و مجازات های الهی است كه باید توسط حاكم اسلامی اجرا شود, به این شكل كه اگر زنای محصنه نزد قاضی ثابت شود دستور می دهد كه آن مرد یا آن زن را سنگسار كنند.(1) اینكه مرتكب زنای محصن را سنگسار میكنند بر اساس كدام آیه قرآن است؟ آیا هر دو نفر را سنگسار میكنند یا فقط زن را؟ به همین جهت سنّت كه گفتار پیامبر و اهل بیت معصومین پیامبر است یكی از منابع استخراج احكام شرعی علاوه بر قرآن به شمار می رود و بسیاری از احكام شرعی از روایات پیامبر و اهل بیت علیهم السّلام استفاده میشود. حكم رجم زناكاری كه دارای همسر باشد با تحقق شرایط آن یكی از مسائلی است كه با روایات متعدد از پیامبر و ائمه معصومین علیهم السّلام ثابت شده است. و محل اتفاق جمیع فقها است بلكه به حد ضرورت و بداهت بین مسلمانان رسیده و جای تأمل و تردید در این حكم وجود ندارد. و در صدر اسلام به دستور پیامبرصلی الله علیه و آله انجام گرفته است. برای آگاهی بیشتر ر.ك: جواهر الكلام، محمدحسن نجفی، نشر اسلامیه، چاپ ششم، 1363 ش، ج 41، ص 318 ـ 321. اما درباره اجرای آن در حضور دیگران باید گفت: هدف اساسی در اجرای حكم علاوه بر تنبیه مجرم، اثر بازدارندگی آن نسبت به دیگران است. به ویژه برخی از جرم ها كه نشان از بی باكی مجرم و عذرناپذیری از سوی او دارد، و خطر بنیان كنی نسبت به جامعه دارد؛ كه زنای محصنه از آن نمونه است. زیرا ارضای غریزه برای او امكان داشته و اقدام او خیانت با نظام خانواده می باشد. و با توجه به رفت و آمدهای خانوادگی اگر مجازات چنین جرمی سنگین نباشد عوارض غیر قابل پیشبینی در انتظار خانوادهها خواهد بود. البته از آنجا كه اثبات این جرم بسیار مشكل است و نیاز به چهار شاهد دارد. تنها كسانی گرفتار می شوند كه به گونه ای حرفهای و با جرأت تمام به آلوده سازی جامعه اقدام میكنند. و یا كسانی كه به جهت رهایی از عذاب وجدان و عذاب آخرت، خود می آیند و اقرار میكنند. كه در این صورت حاكم شرع تا میتواند آنها از اقرار منصرف میكند. و توصیه شده است كه اگر شخصی به جهت وسوسه یكباره و ناخواسته گرفتار گناه شده بین خود و خدا توبه كند و از بازگو كردن آن نزد دیگران و مراجعه به محاكم قضایی اجتناب كند. در هر صورت این حكم برای كسانی است كه «زنای محصنه» انجام داده باشند یعنی مردی كه همسر داشته باشد و یا زنی كه شوهر داشته باشد. اما اگر فرد مجرد آلوده شود تازیانه می خورد. -------------------------------------------------------------------------------------------------------- سوال : با سلام و آرزوی موفقیت وقتی بدونیم مال یکی از نزدیکان ما که مجبور به داشتن رابطه فامیلی با انها هستیم مشکوکه (در این مورد مد نظر من ثروت آنها از عضویت و فعالیت در شرکتهای هرمی حاصل شده ) و گسستن ارتباط خود مفسده ای را به دنبال داره تکلیف چیست و برای رفع اثر مال حرام(منظورم نوشیدنی و خوردنیها و ناهار یا شامیست که مصرف میشوند......"اگر فتوا به حرام دادن مال آنهاست" )چه باید کرد ؟ باید اضافه کنم که من مقلد آقای مکارم شیرازی هستم . در ضمن اگر ممکنه آدرس سایت ایشان را نیز عنوان کنید . تشکر جواب : با سلام : اگر یقین به حرام بودن تمام درامد شخصی نداشته باشید مجرد مخلوط بودن مال حرام در اموالش مشکلی برای استفاده از میهمانیی های شخصی ایشان برای شما ندارد منتها برای احتیاط اگر می خواهید دلتان ارام گیرد معادل قیمت چیزهایی که استفاده کرده اید صدقه به فقیر بپردازید . ادرس سایت ایت الله مکارم شیرازی : http://www.makaremshirazi.org/ http://www.makaremshirazi.org/persian/ ----------------------------------------------------------------------------------------------------------- سوال : آیا می شود دعای قنوت نماز واجب را به هر زبانی غیر از عربی خواند؟ جواب : سلام دوست عزیز : خواندن قران به قصد تلاوت قران در اثناء نماز جایز نیست اما اگر قران را به قصد ذکر بخوانید مانعی ندارد مشروط به اینکه صورت نماز را به هم نزند . ( خواندن سوره های کوچک قران و ایات دعایی به قصد ذکر در رکوع ، سجود و قنوت مانعی ندارد و مکروه هم نیست ) س: آیا مىتوان در قنوت نماز به زبان فارسى دعا کرد؟ (واجب و مستحبى)
تفصیل احكام قنوت: دوست عزیز: خوانده شود، حتى مأموم، در نمازجماعت، در صورتیكه امام جماعت صداى او را نشنود.
----------------------------------------------------------------------------------------------------------- سوال :
جواب :
+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم آذر 1387ساعت 10:37  توسط دلنواز قراملکی
|
بسم الله الرحمن الرحیم هفت شهر عشق را عطار گشت ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم عطار برای بیان مقاصد عرفانی خود بهترین راه را که همان آوردن کلام ساده و بی ژیرایه و خالی از هر گئنه آلایش است انتخاب کرده است . این شعر بهانه ای شد برای شروع یک سفر عرفانی به هفت شهر عشق و عرفان و ایثار امید ان دارم که بتوانم حق مطلب را ادا کنم به همین خاطر از نوشته های سایر دوستان نیز در این امر استفاده خواهم کرد تا به غنای ان افزوده شود . عشق از یه جایی شروع میشه، شاید همین نزدیکی ها، شاید از یه چیز یا یه نفر کوچک. اما بنا نیست همیشه همون نهال کوچک بمونه، بنا نیست هم که کیفیت پائین عشقمون را با کمیت و تکثر زیاد کنیم. چون هزاران نهال کوچک عشق هم باز بار و بر ندارد. و تعدد آنها منجر به تعارض و سردرگمی ما می شود. اگر عشق کوچک بمونه و ما نتونیم همه وجودمون در راهش بدهیم، واقعا تاثر برانگیز است، محدود کننده و موجب ناآرامی و افسردگی می شود. روز مرگی و خستگی چنین عشقی که تا حد دوست داشتن پائین آمده و در نهایت به یک مبادله و یک معامله پایاپایی تبدیل می شود که صرفا درگیر تحمل کردن آن هستیم. یا اینکه تصور می کنیم عشق چیزی جز یک خیال ساده لوحانه و احساسی دوره نوجوانی نیست. اما عشق را می شود رشدش داد. اینکه چگونه و چطور این را باید هر کسی در وجود خود بیابد و ان را ظاهر کند . اما نباید از خاطر ببریم که عاشق حقیقی انسان خداوند است که از سر عشق او را افریده ! پس بیاییم معشوق خود را بایبیم و به نهایت عشق که همان حضرت دوست است برسیم . در اینجا به یک موسیقی اشاره می کنیم که موجب رشد عشقمان می شود به نحوی که از مرحله دلداگی به مرحله جان دادگی برسیم. و همه هستی مان در وجود چنین عشق و معشوقی خلاصه شود. هفت شهر عشق کدام هستند ؟ شهر اول (مکه): نگاه و دلربایی شهر دوم (مدینه): روزهای شیرین و طلایی شهر سوم (نجف): روزهایی همراه با نفاق و دورویی شهر چهارم (کربلا): بی وفایی شهر پنجم (مشهد): غربت و تنهایی شهر ششم (کاظمین): اشک، آه و تنهایی شهر هفتم (سامرا): فکر جدایی و اما شهر اول (مکه): نگاه و دلربایی :
مكه مكرمه حج امانتى الهى و چهارمين ركن اسلام است، سه ركن پيش از آن عبارتند از «نماز»، «زكات»، و «روزه». در اهميت حج همين بس كه در روايت آمده است: «اگر مسلمانى مستطيع شود و به مكه نرود و بميرد، شايسته نام مسلمانى نيست و يهودى يا نصرانى از دنيا خواهد رفت.» شبه جزيره عربستان عربستان سعودى دو ميليون و دويست و چهل هزار كيلومتر مربع مساحت دارد و جمعيت آن حدود 13 ميليون نفر است. اين كشور در جنوب غربى آسيا واقع شده و از شمال به كشور اردن هاشمى، عراق و كويت و از شرق به خليج فارس و شيخ نشينهاى جنوبى آن و درياى عمان، و از جنوب به جمهورى يمن و از مغرب به درياى سرخ محدود است. پادشاهى در عربستان موروثى است و شخص پادشاه بر وزيران رياست دارد. پايتخت عربستان رياض است و مراكز دينى اين كشور دو شهر مكه و مدينهاند. ساكنان عربستان مسلمانند اما در فروع، پيرو مذهب احمد بن محمد بن حنبل (م - 242) و در اصول اعتقاد، پيرو مكتب ابوالحسن اشعرى (م - 330) مىباشند. گروهى از آنان پيروان محمد بن عبدالوهاباند. وى در شهر «عُيَيْنه» از بلاد نجد متولد شد. فقه حنبلى را از پدر خويش آموخت و سرانجام بر اثر خواندن كتابهاى ابن تيميه (661 - 728) و شاگرد او ابن قيم (691 - 751) روش آنان را پذيرفت. اين دو در اصطلاح، معروف به ظاهرى هستند؛ يعنى بر ظاهر معناى قرآن و احاديث اعتماد مىكنند. محمد بن سعود سر سلسله خاندان سعودى، كه در دهكده درعيه (نزديك رياض فعلى) اقامه داشت، به وى گرويد و پس از او نيز پادشاهان ديگر از وى پيروى كردند. محمد بن عبدالوهاب و گرويدگان به وى، ساختن قبر و هر گونه نما روى قبرها را بدعت و كفر مىدانند و بدين جهت آثار قبرهايى را كه در «بقيع»، «اُحُد»، «مكه» و ديگر جاها بود ويران كرده، قبرها را با زمين هموار ساختند. در عربستان سعودى پيروان ديگر مذاهب اسلامى نيز وجود دارند؛ و از جمله در مدينه، مكه و قطيف، اقليت شيعه زندگى مىكنند. مكه مكه ام القرى و مركز ظهور دين اسلام است و گذشته از شرافت و قداستى كه از آغاز خلقت و به خصوص از زمان حضرت ابراهيمعليه السلام داشت، نخستين آيههاى قرآن كريم نيز در آنجا بر رسول خداصلى الله عليه وآله فرود آمد. و نيز آنجا زادگاه آن حضرت و امير مؤمنانعليه السلام و فاطمه زهراعليها السلام است. مكه در ارتفاع 330 متر از سطح دريا قرار دارد و رشته كوههاى متعددى آن را فرا گرفته است. فاصله مكه تا بندر جده حدود هشتاد كيلومتر و درجه حرارت آن در زمستان و تابستان ميان 18 تا 47 درجه بالاى صفر متغير است. هر چند اين شهر از هزاران سال پيش به قداست معروف بوده اما سراسر اين تاريخ جز آغاز و آخر آن به درستى روشن نيست. به فرموده قرآن كريم، نخستين كس ابراهيم بود كه خانواده خود را در اين سرزمين بى آب و علف جاى داد تا اين كه در دورههاى پس از آن، گروهى به نام «عماليق» بر آن مسلط شدند. در سده چهارم ميلادى بر اثر به هم خوردن اوضاع اجتماعى و اقتصادى جنوب عربستان، دستههايى از مردم جنوب به ديگر نقاط شبه جزيره مهاجرت كردند. تيرهاى كه به نام «جُرْهم» معروف بودند در مكه ساكن شدند و كار اداره شهر را به عهده گرفتند. پس از آنان تيره «خزاعه» بر آنجا سلطه يافتند و در آغاز سده ششم ميلادى قصى فرزند كلاب، جدّ اعلاى رسول خداصلى الله عليه وآله قريش را، كه در بيابانها و درههاى بيرون مكه مىزيستند، به شهر آورد و رياست مكه را در دست گرفت و «دار الندوه» را تأسيس كرد. دار الندوه نخستين و تنها مجلس مشاوره در سراسر عربستان بود. اين مجلس سپس منزلگاه خلفا و امرا گرديد، سپس اندك اندك بناى آن رو به ويرانى نهاد و سرانجام جزو مسجد گرديد و امروزه هيچ نشانى از آن نمانده است. مسجد الحرام نام مسجدى است كه گرداگرد كعبه قرار دارد و قديمىترين و معروفترين مسجد در تاريخ اسلام به شمار مىرود. تاريخ نشان مىدهد كه تا پس از رحلت رسول گرامىصلى الله عليه وآله مردم خانههاى خود را نزديك به خانه كعبه مىساختند، سپس در دوران خلفا از آن جلوگيرى كرده و به تدريج بر مساحت مسجد افزودند؛ به شكلى كه هم اكنون حدود يكصد و هشتاد هزار متر مربع مساحت دارد. شصت و دو در بزرگ و كوچك براى آن ساختهاند؛ سه در اصلى و بزرگ آن به نامهاى «باب العمره»، «باب السلام» و «باب ملك عبد العزيز» معروف است و بر هر يك دو مناره به ارتفاع 92 متر با قاعدهاى به ابعاد 7 * 7 متر قرار دارد و بر تارك هر مناره، هلالى به ارتفاع 6/5 متر از برنز طلاكارى است. هفتمين مناره مسجد بر در «باب الصفا» است. دو مناره بزرگ نيز كه هر يك به ارتفاع 89 متر است در ضلع غربى مسجد، در توسعه اخير بنا گرديده است كه بدين ترتيب تعداد آنها به نُه عدد رسيده است. مسجد با وسعت فعلى گنجايش حدود 820 هزار نمازگزار را دارد. خانه كعبه كعبه ساختمان چهار گوشه مسقفى است در داخل مسجد الحرام كه نماى ظاهرى آن را سنگهاى مايل به رنگ خاكسترى تشكيل مىدهد و در تمام مدت سال، با پردهاى سياه كه حاشيه فوقانى آن با نخهاى طلايى قلاب دوزى شده، پوشيده است. بلندى خانه كعبه تقريباً 15 متر است. طول ضلع درِ كعبه، يعنى از ركن اسود تا ركن عراقى 68/11 متر طول ركن عراقى تا شامى؛ طرفى كه حجر اسماعيل در آن قرار دارد 9 متر و 90 سانتى متر طول ركن شامى تا ركن يمانى 04/12 متر و طول ركن يمانى تا ركن اسود 18/10 متر است. درِ خانه بر ضلع شرقى قرار دارد و بلندى آن از زمين دو متر است. و در تمام سال، جز هنگامى كه بخواهند داخل خانه را شستشو كنند، و يا ميهمانى بلند پايه از كشورهاى اسلامى داشته باشند بسته است. اركان كعبه هر يك از چهار ضلع خانه يا چهار ركن آن، به نامى موسوم است، ركن شمالى را «عراقى»، ركن غربى را «شامى»، ركن جنوبى را «يمانى» و ركن شرقى را «اسود» گويند. خانه كعبه مربع شكل و مسقف و داخل آن داراى سه ستون است. در بازسازى سال 1375 ه ش. ديوارهاى داخلى آن را تعمير و سنگهاى جديد بر آن نصب كردهاند. حجر الاسود حجر الاسود كه در ركن شرقى است و به ارتفاع تقريبى يك و نيم متر از زمين قرار گرفته، سنگى است سياه مايل به سرخى و بيضى شكل به قطر سى سانتيمتر كه در آن نقطههاى قرمز ديده مىشود و در پوششى از نقره قرار گرفته است. ناودان ناودان بر بام خانه، ميان ركن عراقى تا شامى و بر فراز حجر اسماعيل واقع است. گويند آن را نخست حجاج بن يوسف نهاد تا باران بر بام خانه جمع نشود. در روايت آمده است كه دعا در زير ناودان كعبه مستجاب است. حجر اسماعيل حجر اسماعيل ميان ركن شامى و عراقى و با ديوارهاى به صورت نيم دايره، به ارتفاع 30/1 و عرض 50 سانتيمتر قرار دارد. گويند هاجر و اسماعيل و حدود 70 پيامبر در آنجا مدفون اند. مُلْتَزَم آن قسمت از ديوار خانه، كه ميان حجر الأسود و درِ خانه كعبه واقع است را ملتزم نامند؛ زيرا حاجيان خود را موظف و ملزم مىدانند كه در آنجا دعا كنند. مستجار مستجار در كنار ركن يمانى و در قسمت مقابل درِ كعبه واقع شده و آن زمان كه كعبه دو در داشته، درِ ديگر آن در اين محل بوده و سپس مسدود گرديده است و گويند همان جايى است كه براى فاطمه بنت اسد هنگام ولادت مولود كعبه، علىعليه السلام شكافته شد. شاذروان برآمدگى كوتاهى را كه در اطراف ديوار كعبه - جز سمت حجر اسماعيل - وجود دارد «شاذروان» نامند. مقام ابراهيم در فاصله حدود 13 مترى ديوار كعبه و در سمت حجر الاسود، بنايى با قبهاى كوچك و طلايى رنگ وجود دارد. درون آن سنگى است كه جاى پايى در آن ديده مىشود و آنمنسوب بهجاى پاىابراهيمعليه السلام است. در گذشته، بر روى اين محل قبهاى بزرگ از آجر و سنگ و چوب بنا شده بود كه اطراف آن را با آيات قرآن مزين كرده بودند و چون از فضاى مطاف مىكاست در سال 1385 ه . ق. به دستور دولت سعودى تخريب و به جاى آن ضريحى كوچك به شكل كنونى ساخته شد. پرده كعبه بر روى كعبه پوششى است سياه رنگ كه آن را «كسوه» و يا «پرده كعبه» مىنامند. نخستين كسى كه خانه كعبه را پرده پوشانيد به قولى «تُبع حميرى» پادشاه يمن بود. اميرمؤمنان على بن ابى طالبعليه السلام نيز همه ساله از عراق براى كعبه پردهاى مىفرستاد. چون مهدى عباسى به خلافت رسيد خادمان كعبه از انبوهى پردهها بر روى كعبه شكايت كردند و گفتند بيم آن مىرود كه خانه صدمه ببيند. مهدى دستور داد پردهها را بردارند و تنها يك پرده بر آن بگذارند و سالى يك بار آن را عوض كنند اين سنت تا به امروز ادامه دارد. و بر آن آيههايى از قرآن كريم قلاب دوزى شده است. زمزم هنگامى كه ابراهيم همسرش هاجر و اسماعيل را به مكه آورد و كنار كعبه سكونت داد، اسماعيل به شدت تشنه شد و مادر به دنبال آب ميان صفا و مروه دويد و سرانجام جبرئيل بال و يا پاشنه پاى خود را بر زمين كوفت و زمزم جوشيد، پس از مدتى آثار چاه از ميان رفت تا آن كه عبدالمطلب بار ديگر آن را حفر نمود و از آن زمان تا كنون حاجيان از اين آب بهرهمند مىشوند. در توسعه اخير سالنهاى جداگانهاى براى زنان و مردان، در طبقه زيرزمين مطاف، در كنار چاه ساخته شده و زائران از شيرهاى آبى كه در آنجا نصب شده و نيز از ظرفهاى ويژهاى كه در نقاط مختلف مسجد الحرام از آب زمزم پر مىشود استفاده مىكنند. صفا و مروه صفا و مروه نام دو كوهى است كه در مسعى قرار دارد و در موسم حج، حاجيان هفت بار فاصله ميان آن دو را طى مىكنند. با افزايشى كه در مساحت مسجد الحرام صورت گرفته، مسعى و مسجد الحرام به هم متصل شده است. طول آن 5/394 و عرض آن 20 متر است و ارتفاع طبقه اول 12 و طبقه دوم 9 متر مىباشد. هم اكنون قسمتى از كوه صفا باقى مانده ولى بخش عمدهاى از كوه مروه در سال 1374 شمسى با هدف گسترش محل، برداشته شده و تنها بخشى از كوه در محل دور زدن زير پاى سعى كنندگان باقى مانده است. مسعى مجموعاً 18 در دارد. حِرا در شمال مكه كوهى است بلند، مشرف بر منا به نام كوه نور كه در دامنه جنوبىاش به فاصله 160 مترى از قله آن، غارى است به نام «حرا» و يكى از مكانهاى مقدس شهر مكه است. حضرت محمدصلى الله عليه وآله پيش از بعثت، در آنجا با خدا خلوت مىكرد و نخستين آيههاى قرآن در آنجا بر پيامبر نازل شد. زادگاه رسول خداصلى الله عليه وآله رسول خداصلى الله عليه وآله در خانهاى، در شعب ابى طالب چشم به جهان گشود. چون آن حضرت از مكه به مدينه هجرت كرد، عقيل آن خانه را گرفت و سپس به محمد بن يوسف ثقفى فروخت، سپس خيزران مادر هارون، آن را مسجد كرد تا مردم در آن نماز بگزارند. در سال 1009 ه . ق. سلطان محمد پسر سلطان مراد آن را از نو عمارت كرد و براى آن قبه و مناره ساخت و مؤذن و خادم و امام جماعت گمارد. آن جا اكنون كتابخانه عمومى شهر مكه است. دار ارقم اين همان منزلى است كه پيامبرصلى الله عليه وآله و مسلمانان نخستين، در آغاز اسلام، پنهانى در آنجا جمع مىشدند و خدا را عبادت مىكردند. دار ارقم نزديك صفا و خارج مسجد الحرام بوده است. سپس در آن جا كتابخانهاى ساختند كه در سال 1395 ه . ق. ويران شد. و در توسعهاى كه در زمان سعود بن عبدالعزيز صورت گرفت، داخل مسجد گرديد. غار ثور كوه ثور در سه كيلومترى جنوب شهر مكه و در جنوب منطقهاى به نام «مسفله» قرار دارد كه غار ثور بر روى آن واقع است. اين غار به ثور بن عبد مناف منسوب بوده و پيامبرصلى الله عليه وآله هنگام هجرت به طرف مدينه، سه شبانه روز در آن پنهان شدند و خداوند با بستن تار عنكبوت بر دهانه غار، آن حضرت را از شر مشركان نگاه داشت و پس از رفع خطر به مدينه هجرت كرد. شعب ابى طالب شعب ابى طالب، يا شعب على، جايى است كه مشركان مكه پيامبرصلى الله عليه وآله و بنى هاشم را حدود سه سال در آنجا محصور كردند و مردم را از ديدار و معامله با آنان منع نمودند. اين دره به سوى كوه ابوقبيس سرازير است و همان جايى است كه كتابخانه مكه - هم اكنون - در آن جاست و در كنار مسجد الحرام واقع است. عرفات صحرايى است، در شرق مكه اندكى متمايل به جنوب در فاصله بيست و يك كيلومترى، بر سر راه طائف. گفته اند در آنجا آدم و حوا با هم آشنا شدند. در جهت شمالى اين دشت كوهى است كه آن را جبل الرحمه يا جبل عرفات نامند. صحراى عرفات در اين سالها درختكارى شده و هر حاجى بايد از ظهر روز نهم ذوالحجه تا غروب شرعى آن روز، در اين صحرا به قصد قربت وقوف نمايد. مشعر الحرام مشعر يا مزدلفه جايى است كه حاجيان پس از عرفات بدان جا مىروند و تا سر زدن آفتاب در آن مىمانند. مشعر ميان دو تنگناى عرفه از يك سو و محسِّر از سوى ديگر واقع شده است. منا درهاى است به عرض تقريباً پانصد متر و طول حدود سه كيلومتر و نيم كه حاجيان بايد از طلوع خورشيد روز دهم تا ظهر روز دوازدهم - جز ساعاتى كه اجازه داده شده - آنجا را ترك نكنند و در آن مكان بمانند. آن جا را «مُنى»، «مَنى» و «مِنى» هر سه خواندهاند و براى هر يك وجه تسميهاى نيز ذكر كرده اند. جمرات جمع جمره، به معناى تودهاى از سنگ است. جمرههاى سه گانه، در منا و نزديك به مكه است. نوشتهاند در اينجا بود كه آدم شيطان را كه در پى وى مىرفت با افكندن سنگ ريزه از خود راند. و حاجيان با تأسى به آن حضرت و به عنوان يك واجب دينى، روزهاى 10 تا 12 به طرف ستونهاى سنگى هر يك از جمرهها سنگ پرتاب مىكنند. مساجد مكه مسجد تنعيم اين مسجد نزديكترين مسجد به حدود حرم، و در راه مدينه واقع است كه غالباً براى عمره مفرده از اين مسجد محرم مىشوند. مسجد جن اين مسجد در پايين كوه حجون، به سمت حرم، حدود 50 متر پس از پل حجون و نزديك قبرستان ابوطالب واقع است. سبب ناميده شدن آن به جن، آن است كه سوره مبارك جن در اين مكان بر پيامبرصلى الله عليه وآله نازل شد. نام ديگر آن مسجد الحرس است. مسجد خَيف مسجد خيف بزرگترين مسجد منا است و در سمت جنوبى و بر جانب چپ كسى است كه از سوى عرفات به منا مىآيد. گويند رسول خداصلى الله عليه وآله در حجة الوداع خيمه خود را در اين مكان زد و در جايى كه محراب مسجد است، پنج نماز، از نماز ظهر تا نماز صبح خواند. معتمد عباسى به سال 256، محمد بن على اصفهانى به سال 559، ابن مرجانى به سال 720، قايتباى به سال 874، سلطان محمد قزلويه به سال 1072 و سليمان آغا از جانب سلطان محمد به سال 1092 هر يك تعميراتى در آن انجام دادهاند. و در سالهاى اخير بناى قديمى ويران و مسجد زيبا، با گنجايشى وسيع در آن مكان، ساخته شده است. اين مسجد تنها در ايام منا باز است و متأسفانه اجتماع افراد بى سرپناه در آنجا مانع از حضور زائران - جز در اوقات نماز - مىشود و به سختى مىتوان در آنجا نماز گزارد. قبرستان ابوطالب محوطه وسيعى است كه در كنار پل حجون قرار دارد و اكنون گورستان مردم مكه است. در گذشته به نام «شِعب ابى دُب» معروف بوده و عبدمناف، عبدالمطلب، ابوطالب، خديجه كبرىعليها السلام و تعداد زيادى از صحابه، تابعين و علما در آنجا مدفون اند. برخى به غلط گمان كردهاند شعب ابى طالب اينجاست. نام اين قبرستان، مَعلاة است ولى در ميان ايرانيان به قبرستان ابوطالب شهرت دارد.
بارها چشمم به پلاكاردهايي مي افتد كه بازگشت كسي را از سفر حج خوشامد مي گويند. تازه ترينش را همين امروز ديدم كه با «لبيك، اللهم لبيك» سبز خوش رنگي شروع مي شد. دو، سه هفته قبل هم يكي از دوستان نوجوان دبيرستاني از سفر حج عمره آمده بود و كلي حرف براي گفتن داشت.
شنيده ام وقتي آدم به مسجد الحرام مي رسد، چشم كه از سنگ هاي مرمر سفيد برمي دارد و به خانه كعبه با آن پوشش مشكي زيبا نگاه مي كند، بي اختيار گريه اش مي گيرد. و گاهي، بي آن كه آنجا رفته باشم، توي عكس يا توي برنامه هاي تلويزيوني كه چشمم به آن پوشش يكدست مشكي مي افتد، دلم تنگ مي شود و بغض مي كنم. هميشه دلم مي خواست بدانم اين پوشش از كي بر تن خانه كعبه رفته؟ چرا رنگ مشكي انتخاب شده؟ اصلاً اين پوشش چه طور آماده مي شود؟ چه كساني براي تهيه آن كار مي كنند؟ چند وقت به چند وقت پيراهن خانه خدا نو مي شود؟ و... تاريخ پوشش كعبه هيچ كس با اطمينان يادش نيست كه اول بار چه كسي پوششي بر تن خانه كعبه پوشاند. بعضي ها معتقدند حضرت اسماعيل(ع) نخستين فرد بود و برخي هم، از كسان ديگر نام مي برند. اما كمي كه نزديك تر بياييم، ظاهراً حافظه تاريخ قوي مي شود. درباره سال ۲۲۰ قبل از هجرت پيامبر اكرم(ص) ديگر چندان ترديدي نيست. در اين سال، شاه «تبع» حميري، پادشاه يمن، به قصد ويران كردن مسجد الحرام و خانه كعبه به راه افتاد. او مي خواست خانه خدا را ويران كند تا كاروان هاي بازرگانان كه از هند و شام مي رسند، به جاي رفتن به مكه، به سرزمين او بروند. او بين راه، سخت بيمار و زمين گير شد و به راهنمايي يكي از عرب هاي بيابانگرد، براي خانه كعبه نذري كرد و شفا گرفت. به همين خاطر، او كه آمده بود تا اين خانه را ويران كند، براي آن دري ساخت با كليد و قفل و پوششي بر آن پوشاند. اين شاه يمني ابتدا خانه را با پوششي از برگ درخت نخل پوشاند و بعد پارچه اي يمني روي آن كشيد و آخر سر با پارچه اي نرم و نازك و لطيف آن را پوشاند. جانشينان تبع دنباله كار او را گرفتند و سال ها پوشش خانه كعبه را آماده مي كردند. آنها خانه خدا را با پارچه هاي يمني قرمز راه راه مي پوشاندند. در دوره «قصي بن كلاب» - يكي از نياكان پيامبر(ص)- قبيله قريش مسئوليت تهيه پوشش خانه را برعهده گرفت تا اين كه يكي از ثروتمندان بزرگ مكه به نام «ابوربيعه مخزومي» بخشي از اين وظيفه را پذيرفت. از آن زمان، يك سال او پوشش خانه كعبه را تدارك مي ديد و سال ديگر قريش اين كار را به انجام مي رساند. اما گاهي هم افراد به صورت موردي پوشش خانه را تهيه مي كردند. اولين زني كه در دوره جاهليت اين كار را كرد، مادر عباس- عموي پيامبر(ص)- بود. او حاجتي داشت، نذر كرده بود و حاجتش را كه گرفت، پوشش خانه كعبه را تهيه كرد. پوشش كعبه در دوره اسلام پيامبر اسلام (ص) تا فتح مكه نتوانست جامه اي بر تن خانه خدا بپوشاند. اما بالاخره در سال هشتم هجري، آن حضرت پوششي از پارچه هاي يمني براي كعبه تهيه كرد و از آن پس، خليفه ها كارش را ادامه دادند و گاه جامه اي از پارچه هاي يمني و گاه از پارچه هاي سفيد مصري بر تن خانه كعبه پوشاندند. خليفه ها و پادشاهان مسلمان، در دوره هاي مختلف، اين كار را وظيفه و افتخاري بزرگ تلقي مي كردند. كم كم پارچه هاي حرير هم بر تن خانه كعبه پوشانده شد و مدتي، دوبار در سال جامه خانه نو مي شد. اما تا سال ۱۶۰ هجري، هر پوششي كه تهيه مي شد بر روي پوشش قبلي قرار مي گرفت و اين جامه ها چنان سنگين شده بود كه بيم آن مي رفت كه سنگيني پارچه ها به خانه صدمه بزند. از آن سال قرار شد فقط يك پوشش بر تن خانه كعبه بماند. در دوره مأمون، يك بار در هشتم ذي الحجه پوششي از پارچه ابريشم سرخ بر خانه كعبه پوشانده مي شد و بار ديگر اول ماه مبارك رمضان، پارچه سفيد مصري تا اين كه در زمان «الناصر» - از خليفه هاي عباسي- رنگ پوشش خانه سبز شد و سپس مشكي و از آن تاريخ تاكنون مشكي مانده است.
قرن ها مصر افتخار بافت پارچه مخصوص پوشش خانه كعبه را داشت. ابتدا اين پارچه در شهرهاي مختلف بافته مي شد، اما در سال ۱۲۳۳ هجري قمري، كارگاهي براي اين كار در يكي از محله هاي مهم قاهره تأسيس شد كه هنوز هم پابرجاست و آخرين پوشش خانه كعبه كه در آن كارگاه بافته شده، در آن جا نگهداري مي شود.
اين كارگاه تا سال ۱۳۸۲ قمري به كار بافت پارچه هاي پوشش خانه خدا ادامه داد. در اين سال، دولت عربستان سعودي كارگاهي ويژه در مكه تأسيس و بافندگان ماهر و هنرمندان مختلف را به كار در آن كارگاه دعوت كرد. برقع در خانه پرده در خانه كعبه را «برقع» مي گويند. اين پرده را بار اول در سال ۸۱۰ قمري نصب كردند؛ پرده اي كه از ابريشم مشكي تهيه مي شود. بر اين پرده با نخ هاي زرين آيه هاي قرآن كريم نگاشته و تزيين مي شود و رشته هاي نقره آب كاري شده با طلا، حاشيه نوشته ها را پر مي كنند. *** وزن پوشش خانه كعبه ۶۵۰ كيلوگرم است و ارتفاعش ۱۴ متر و عرضش ۴۷ متر. قسمت بالاي پوشش با آيه هاي قرآن كريم كه با نخ هاي نقره اي آب كاري شده با طلا و به خط ثلث نوشته شده و با نقش و نگارهاي هنر اسلامي زينت داده مي شود. بر پرده در خانه خدا نيز از سه جهت سوره حمد (فاتحه) نوشته شده است. علاوه بر آن، جمله هايي مثل «الله ربي» ، «الله حسيبي» و... يا برخي از آيه هاي كتاب خدا به شكلي هنرمندانه و با رنگ هاي طلا و نقره بر پارچه ابريشم مشكي جلوه گري مي كند. مجله دوچرخه پنجشنبه نوزدهم مرداد 1385ساعت 11:19 طـواف كعبه(دومين عملِ عمره تمتّع)
كسى كه براى انجام عمره تمتّع محرم شده و وارد مكّه مى شود، بايد به نيّت طواف، هفت مرتبه به دور خانه كعبه كه در مسجدالحرام است بگردد. احكام طواف1 ـ طواف را بايد از مقابل گوشه اى از كعبه كه حَجرُالاَْسْوَد(1)در آن است آغاز كند و در همان جا به پايان ببرد.(2) 2 ـ خانه كعبه، در حال طواف بايد در طرف چپ طواف كننده باشد، بنابراين اگر در حال حركت رو به كعبه باشد، يا عقب عقب برود صحيح نيست. 3 ـ انسان بايد همانطورى كه همه مسلمانان طواف مى كنند ـ بدون دقّتهاى اهل وسوسه ـ طواف را از مقابل حجرالاسود شروع كند و ادامه دهد و ايستادن مقابل حجرالاسود در هر دور لازم نيست. 4 ـ طواف كننده بايد به دور «حِجْرِ اسماعيل» (3) هم بگردد، يعنى در هنگام طواف، داخل «حِجر» نرود.(۴)
5 براى مطاف حدى وجود ندارد و تا هر جاى مسجد الحرام كه طواف در آن طواف كعبه صدق كند ، طواف مجزى است ، بلى مستحب است كه اگر اضطرار و ازدحام نباشد فى ما بين كعبه و مقام ابراهيم انجام دهد . 6 ـ اگر انسان بر اثر بيمارى يا پيرى يا زيادى جمعيّت نتواند در اين محدوده طواف كند، طواف در خارج اين حدّ اشكال ندارد. 7 ـ طواف كننده بايد با طهارت طواف كند يعنى با وضو باشد و غسلى برعهده او نباشد و نيز بدن و لباس وى پاك باشد، همانگونه كه نماز مى خواند. (1) - سنگى است بيضى شكل و سياه رنگ، كه در گوشه شرقى ديوار كعبه، با ارتفاع 5/1 متر از سطح مسجد نصب شده است.
(2) - هم اكنون از مقابل حجرالاسود تا آخر صحن مسجدالحرام خط سياهى كشيده شده است كه افراد مى توانند هنگام رسيدن به همان خط، طواف را آغاز و به همانجا ختم كنند. (3) - حجر اسماعيل: فضايى است بين كعبه و ديوارى نيم دايره به عرض حدود 10 متر كه از زاويه شمالى تا زاويه غربى كعبه امتداد دارد. هرگاه باران بر بام كعبه ببارد، از ناودان رحمت در اين فضا مى ريزد، اينجا مدفن حضرت اسماعيل (عليه السلام) و مادرش هاجر و پيامبران بسيارى مى باشد. (3) - وبلاگ سرزمین عشق .....مکه
شهر دوم (مدینه) : روزهای شیرین و طلایی :
منبر ژیامبر در مسجد النبی :
تفاوت دو محیط
وقایع هجرت حضرت محمد مصطفي (ص) هجرت پیامبر اعظم به مدینه سرآغاز مبدأ تاریخ اسلام گردید و موجبات نفوذ اسلام در سراسر شبه جزیره و جهان را فراهم آورد. برای آگاهی از داستان هجرت می توانید رجوع کنید به: _________________________________________________ 1. مقاله: هجرت حضرت محمد (ص) به مدینه
2. مقاله: هجرت حضرت علی (ع) به مدینه 3. مقاله: هجرت به مدینه 4. مقاله: هجرت به مدینه (1) 5. مقاله: هجرت به مدینه (2) 6. مقاله: مبدأ تاریخ اسلام 7. کتاب: زندگانی حضرت محمد - فراهم شدن مقدمات هجرت 9. کتاب: درسهایی از تاریخ تحلیلی اسلام - فراهم شدن مقدمات هجرت به مدینه 11. کتاب: درسهایی از تاریخ تحلیلی اسلام - تصمیم هجرت به مدینه 13. کتاب: درسهایی از تاریخ تحلیلی اسلام - هجرت رسول خدا 15. کتاب: بامداد اسلام - پیغمبر در مدینه
۳ - شهر سوم (نجف) : روزهایی همراه با نفاق و دورویی
علی امیرالمومنین در روز غدیر به امامت رسید و تمام مردم با نام یا امیرالمومنین با ایشان در حظور ژیامبر اعظم (صلوات الله علیه واله) بیعت کردند .
علی چون دور درخشان بر انگشتر نبوت بود و پیامبر بر اساس وحی ایشان را به امت خود امیر قرار داد .
بخشی از فضائل حضرت علی(علیه السلام)
ازدواج حضرت علی(ع) با حضرت فاطمه(ع) به فرمان خداوند، از امتیازاتی است که رسول اکرم(ص) بر آن مباهات می کرد. در این پیوند پر میمنت، فرشتگان آسمان در سرور و شادمانی، و بهشتیان به زینت و زیور آراسته شده بودند.
خلافت (ظاهری) حضرت علی(ع) با ایراد اولین خطبه در مسجد مدینه پس از بیست و پنج سال سکوت آغاز شد.
حضرت علی(ع) در رکوع نماز انگشتر خویش را به سائل عطا فرمودند و جبرئیل این پیام را آورد: ای محمد! بخوان: سرپرست شما فقط خدا و رسول اوست و کسانیکه با ایمان به خدا نماز به پا داشته و در حال رکوع صدقه دادند. (مائده: 55)
رویداد سیر فضائی حضرت علی(ع) همچون سلیمان پیغمبر در بساط با جمعی از مدینه تا غار اصحاب کهف از فضائلی است که داستان شگفت انگیز آن در کتب فریقین آمده است.
پیمان برادری رسول اکرم(ص) با امیر مؤمنان را مورّخین چنین آورده اند: با نزول آیۀ اخوّت(حجرات: 10) پیامبر عدّه ای از اصحاب را بنا بر درجۀ ایشان با یکدیگر برادر خواند و حضرت علی(ع) را برای خود نگه داشت و دست او را بلند نموده و فرمود: «هذا اخی فی الدنیا و الآخره.» این برادر من در دنیا و آخرت است.
جریان مباهله با نصارای نجران رخدادی عظیم در تاریخ اسلام است. قرآن کریم در این باره می فرماید: «بیائید تا بخوانیم فرزندان و زنان و نفسهایمان را با یکدیگر»(آل عمران: 59) همراهی علی(ع) با پیامبر(ص) در این مباهله نهایت فضل و رتبۀ ایشان را می رساند. زیرا خداوند او را نفس و جان پیغمبر معرفی می کند.
حضرت علی(ع) با سه روز روزه گرفتنف غذای خود را به مسکین و یتیم و اسیر بخشید و با آب افطار نمود، و به افتخار این ایثار، جبرئیل با ابلاغ تهنیت بر چنین اهل بیتی سورۀ هل اتی (انسان) را در شأن آن حضرت بر پیامبر نازل کرد. جايگاه علي عليه السلام درهستي معرفت و شناخت كامل شخصيت والاي اميرالمؤمنين علي (ع) و جايگاه او در جهان هستي در حد بشر نيست چه رسول اكرم (ص) خطاب به مولا مي فرمايد : يا علي لا يعرفك الاّّّ الله و انااي علي! تو را هيچكس نشناخت جز خدا و مندرابتداي خلقت، معمار آفرينش، زمين و خورشيد و ماه و بر و بحر اعلام كرد كه آفرينش شما، آفرينش همه چيز، به طفيل محبت پنج نور مقدس است. يا ملائكتي و سكان سماواتي اعلموا اني ما خلقت سماء مبنيه و لا ارضا محديه و لا قمرا منيرا و لا شمسا مضيئهو لا فلكا يدور و لا بحرا يجري و لا فلكا يسري الا في محبه هؤلاء الخمسه.
آفرينش بر محبت اينان رقم خورد و عرصه هستي به حب ولايت آنان از عدم شكل گرفت. اگر علي (ع) نبود، آفرينش به تكوينش نمي ارزيد . نوروجود علي (ع) ، مصباح پايگاه آفرينش شد وهستي اول با وجود او شكل گرفت. هدفنامه وجود را نيز به وجود او پيوند زدند. لو لا كلما خلقت الا فلاك و لو لا علي لما خلقتك... در زيارتنامه مولي در روز غدير علي (ع) را ندا مي دهيم : السلامٌَُُُ عليكُُ ايها النبأ العظيم، الذي هم فيه مختلفونسلام برتو اي خبر بزرگ عالم! خبر بزرگ هستي. پس علي (ع) راز بزرگ خلقت است! اما در او اختلاف كردند. اين بود كه اول مظلوم عالم هم ″علي″ نام گرفت. روزي پيامبر اكرم (ص) در جمع صحابه بودند و جبرئيل، ملك مقرب الهي هم به شكل انساني در آن جمع حاضر بود. پيامبر به جبرائيل رو كردند و با اشاره به اميرالمؤمنين علي (ع) فرمودند: آيا او را مي شناسي؟ عرض كرد: چگونه او را نشناسم كه او در عرش مرا معلم بود و شيوه عبوديت الهي را به من تعليم فرمود. تو به آدم وقتي كه از بهشت قرب رانده شد و به زمين فراق هبوط كرد، با ذكر نام علي (ع) و اهل بيت او به درگاه الهي پذيرفته شد. نوح نام او را بر كشتي خويش حك كردو لنگرگاه كشتي اش را مسجد كوفه قرار داد. خداوند در شب معراج با حبيب خويش با صوت علي (ع) سخن گفت. قرآن كريم، علي (ع) را به منزله نقش پيامبر دانست. فقل تعالوا ندع ابناء نا و ابناءكم و نساءنا و نساءكم و انفسنا و انفسكم (آل عمران 61) پيامبر فرمودند: من و علي از يك درختيم (انا و علي من ش جره واحده) و باز فرموده: (انت مني بمنزله هارون من موسي) و نيز: (انا مدينه العلم و علي بابها) همانا من شهر علمم و علي در آن است. و خطاب به مولي فرمود: (انت اخي و وصيي و وارثي) تو برادر من و وصي و وارث مني. در فرازي از دعاي ندبه پيامبر خطاب به علي مي فرمايد (لو لا انت يا علي لم يعرف المؤمنون بعدي) اي علي اگر تو نبودي مردم پس از من مؤمنان را نمي شناختند. در زيارت مطلقه مي خوانيم ((السالم علي ميزان الاعمال)) علي ميزان و معيار اعمال است. امام صادق (ع) در زيارت جدش عرضه مي دارد درود بر تقسيم كننده بهشت و جهنم، درود بر نعمت الهي بر نيكان : ((السلام علي قسيم الجنه و النار السلام علي نعمه الله علي الابرار)) محبت علي عامل رسيدن به كمالدر دواير مختلف هستي،هر شعاعي به دور محوري مي چرخد و هر پديده اي حول قطب وجودي كه وابسته به اوست، دور مي زند. امام معصوم محور هستي، قطب عالم وجود، تكيه گاه آفرينش، واسطه فيض الهي به جهان هستي و نگهدارنده كائنات باذن الله است. در اين راستا، محبت و ولايت علي (ع) مربي همه موجودات، هدايتگر آنان به سوي كمال و سبب دوام و قوام تمامي پديده ها از جمال تا انسان است. پيامبر خدا (ص) در اين رابطه بيان زيبايي مي فرمايد:
حبًٌ عليٍٍٍّ حسنه لا تضرمعها سيئهًٌ (بحار ج 9 ص 401) محبت علي (ع) حسنه اي است كه با وجود آن هيچ گناهي به انسان صدمه نمي رساند. بر اين معنا اگر محبت علي (ع) كه نمونه كامل انسانيت و طاعت و عبوديت و اخلاق است از روي صدق و راستي باشد، مانع ارتكاب گناه مي گردد. مانند واكسني كه مصونيت ايجاد مي كند و نمي گذارد بيماري در شخص ″واكسينه شده″ راه يابد. محبت پيشوايي مانند علي (ع) كه نمونه تقوا و پرهيزكاري است آدمي راشيفته رفتار علي (ع) مي كند. فكر گناه را از سر او بدر مي برد، البته به شرطي كه محبتش صادقانه باشد . كسي كه علي (ع) را بشناسد، تقواي او را بشناسد، سوزوگداز عارفانه او را، ناله هاي نيمه شبهايش را و ساده زيستي و كار و تلاش همه جانبه اش را بداند، محال است به خلاف فرمان او كه هميشه امر به تقوي و درستي مي كرد عمل كند. يعني هر محبي به خواسته محبوبش احترام مي گذارد و فرمان او را گرامي مي دارد. فرمانبرداري از محبوب لازمه محبت صادق است. پس محب واقعي علي ، واله و حيران علي و عاشق و جانباز علي، رهرو راستين علي است.
+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم آذر 1387ساعت 13:16  توسط دلنواز قراملکی
|
+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم آذر 1387ساعت 12:12  توسط دلنواز قراملکی
|
+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم آذر 1387ساعت 23:56  توسط دلنواز قراملکی
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||