X
تبلیغات
شیعه نیوز

 

 

بقعه متبرکه امامزاده ابراهيم (ع)


آن حضرت از نوادگان امام جعفر صادق (ع) است و محل بقعه ايشان در روستای ارنگه قرار دارد. روستای مزبور در حدود 15 کيلومتری شمال شهرستان کرج واقع شده است که از  طريق جاده ای فرعی و خاکی به مسافت حدود 4 کيلومتر به جاده چالوس وصل می گردد .محل بقعه اين امامزاده از سال 1362 به صورت مسجد درآمده و به نام مسجد ارنگه معروف است .


بقعه متبرکه امامزاده ابراهيم (ع)


اين امامزاده که به سپهسالار معروف است از نوادگان امام زين العابدين (ع) به شمار می رود . بقعه ايشان در بالای کوهی مشرف به روستای تکيه سپهسالار در 38 کيلومتری جاده کرج _چالوس و 5 کيلومتری آسارا واقع شده است .بنای اين بقعه در دوره قاجاريه احداث گرديده است .

آری امامزاده ابراهیم (ع) ملقب به سپهسالار از نوادگان امام زین‌العابدین (ع) می‌باشد . مرقد مطهر این امامزاده درقریه تکیه سپهسالار و به فاصله ۴۵ کیلومتری جاده چالوس واقع است ، مزار این امامزاده در سینه کش کوه و در خارج از بافت روستا قرار گرفته و زوار می بایست برای رسیدن به بارگاه امامزاده مسافتی حدود یک کیلومتر را کوهپیمايی نمایند . مساحت اراضی بقعه حدود ۳ هزار متر مربع بوده و بقعه ساخته شده بر روی مزار دارای سقف شیروانی است مرقد مطهر زیر تخته سنگی قرار گرفته بر روی مزار حائل بوده و قسمتی از سقف را تشکیل می‌دهد. در جوار ضریح و قسمت تحتانی تخت سنگ مذکور دهانه غاری است که در فصول بهار و تابستان از آن نسیم خنک و مطبوعی به حرم می وزد . درسال ۷۸ زائر سرای بقعه در دو طبقه ساخته شده و به زوار سرویس می‌دهد . کوهستانی بودن منطقه و وجود آبشارهای زیبا در سربند و دربند موجب گردیده این بقعه مورد توجه مردم قرار گیرد . لذا بدین منظور در فصول بهار و تابستان جمعیت زیادی برای گردش و زیارت به این امامزاده مراجعه می‌نمایند .

(( منبع : سایت فرمانداری کرج ))


بقعه متبرکه امامزاده ابراهيم (ع)


يکی از آباديهای وسيع و پر جمعيت آدران ،کلوان نام دارد .اين روستا در ميان دره ای واقع گرديده و دامنه کوههای اطراف آن نسبت به ساير روستاها شيب کمتری دارد .به همين جهت باغات زيادی در اطراف اين روستا وجود دارد .در شمالی ترين نقطه روستا و در ميان باغات گيلاس و آلبالو ،بقعه کوچکی به نام امامزاده ابراهيم (ع) واقع شده است .اين بنای کوچک از سنگ و گل و آهک ساخته شده و سقف مسطح آن با تيرهای چوبی پوشيده گرديده است . سطوح داخلی بنا گچ کاری است. دو اصله درخت سرو کهنسال و سر به فلک کشيده حکايـت از قدمت بنای بقعه دارد.


بقعه متبرکه امامزاده سيد ابراهيم(ع)


بر روی سخره های سنگی غرب روستای کندر ،واقع در کيلومتر 29 جاده کرج _چالوس ،در منطقه ای کوهستانی و سرد سير محوطه ای ايجاد گرديده که اهالی آنجا را مفروش کرده و برای آن برق و آب مهيا کرده اند و علی رغم اينکه ابنيه و ساخت و ساز قابل توجهی در اين مکان صورت نگرفته لکن نزد اهالی ، جايگاه مزبرو به امامزاده ابراهيم موسوم گرديده است . در فهرست بناها و محوطه های تاريخی _فرهنگی ميراث فرهنگی استان تهران ،قدمت مکان ياد شده دوره قاجاريه عنوان شده و آن را محوطه ای مذهبی معرفی نموده است .


بقعه متبرکه امامزادگان ابراهيم و محمد تقی (ع)


بقعه اين امامزادگان که از نوادگان حضرت امام موسی کاظم(ع) به شمار می روند ،در روستای وزن در جنوب روستای کلوان ،در شمال پل خواب در 5 کيلومتری جاده کرج _چالوس واقع شده است . جاده منتهی به روستای مزبور از جاده اصلی چالوس جدا می شود و حدودا هفت کيلومتر طول دارد.مسير اين جاده به صورت خاکی ،سنگلاخ و پر پيچ و خم و ارتفاع آن از سطح جاده اصلی بيشتر است .بقعه ايشان متشکل از يک بنای کوچک است .که ضريح در ميان آن قرار دارد و ايوانی از چهار طرف آن را فراگرفته است .سقف ايوانهای جانبی مسطح و سقف بنای اصلی مدور است. گنبدی فلزی به رنگ مسی بر بالای مرقد مطهر قرار دارد . بنای اين بقعه به مرور زمان به دفعات مورد مرمت و باز سازی قرا گرفته است .


بقعه متبرکه امامزادگان احمد ومحمود(ع)


بقعه متبرکه آنان در روستای محمد آباد در حوزه ماهدشت کرج در انتهای اولين خيابان از سمت چپ جاده ای به نام خدايار خان بر روی تپه ای به ارتفاع 3 متر واقع شده واز فاصله دور در ميان دشت مسطح نمايان است .يک هکتار از زمينهای اطراف بقعه توسط واقفان خير انديش وقف بر امامزاده گرديده است . 
بنای بقعه که بر اسا س فهرست آثار تاريخی ميراث فرهنگی استان تهران متعلق به دوره صفويه است شامل ساختمانی ساده از خشت و گل با پلانی چند ضلعی و طاقی ضربی است که در قسمت زيرين دارای سردابه ای کوچک است .اين بقعه به مرمت و باز سازی واحداث راه دسترسی مناسب نياز زيادی دارد .


بقعه متبرکه پير پيران(ع)


بقعه ايشان نزديک روستای آتشگاه در حدود 10 کيلومتری شمال رجايی شهر ( گوهر دشت) شهرستان کرج واقع شده است . بنای کوچک اين بقعه به صورت مسجد کوچکی مورد استفاده است.در فهرست بناهای تاريخی ميراث فرهنگی استان تهران نام صاحب مرقد ((پير پيران ))ذکر گرديده و به درخت کهنسالی بقعه با قدمت 2000 سال اشاره شده است .

بقعه متبرکه امامزادگان ام کبری و ام صغری (س)


در ميدان امام خمينی شهر اشتهارد در ميان فضايی وسيع ،بنايی رفيع با گنبدی بلند و کاشيکاری شده وجود دارد که آرامگاه دو بانوی بزرگوار از نوادگان امام موسی کاظم (ع) است.
اين بقعه از دو قسمت سرد و رواق و بنای اصلی تشکيل شده است .سر در ورودی عبارت از ايوانی به مساحت 15متر مربع با قوس بلند در وسط دو جرز آجری در طرفين است .پس از عبور از ايوان به رواقی می رسيم که در هر سوی آن دو غرفه کوچک و بزرگ قرار دارد .ساختمان اصلی بقعه با طول هر ضلع 6 متر ،در جنوب رواق واقع گرديده و طاقنمايی با قوس تيزه دار در وسط هر ضلع ساخته شده است . گنبدی که بر فراز بقعه سر بر افراشته ،بلند ترين گنبدی است که در اين منطقه ديده می شود.ساقه گبند به ارتفاع تقريبی 5/3 متر است که قسمت زيرين آن با نره کاشی به اشکال لوزی مزين شده و بقيه ساقه که قاعده گنبد را تشکيل می دهد آجری است .بنای اصلی اين بقعه با کتيبه مورخ 1089 ق است و گنبد آن از آثار دوره صفوی به شمار می رود و تحت شماره 753 جزو آثار تاريخی سازمان ميراث فرهنگی کشور به ثبت رسيده است .


بقعه متبرکه امام زاده تقی (ع)


زيارتگاه اين امامزاده در منتهی اليه شرق روستای کلاک بالا در پنج کيلومتری شهرستان کرج قرار گرفته است.در انتهای کوچه مام حسين (ع) در روستای مزبور حسينيه ای وجود دارد که بر بالای صخره مجاور آن محوطه کوچک غار مانندی قرار دارد که محل زيارت امازاده تقی ( ع) است .جلوی اين محوطه دری فلزی نصب شده و اطراف آن با نرده های آهنی محصور گرديده است .اين فضای کوچک که حد اکثر چند نفر در آن جای می گيرند ،به وسيله تعداد زيادی پله های فلزی و سنگی به حسينيه مجاور خود ارتباط می يابد . اين زيارتگاه اگر چه قدمتی چند ساله دارد و لی تاسيسات فعلی آن همه جديد است.


بقعه متبرکه امامزاده جعفر (ع)


بقعه اين امامزاده در مرکز روستای ارنگه در کيلومتر 15 جاده کرج _چالوس در منطقه ای خوش آب و هوا سرد سير واقع شده است .بنای بقعه شامل اتاقکی ساده و ساخته شده از سنگ و گل با سقفی مسطح و پوشيده از تيرهای چوبی و حصير است .بنای اوليه بقعه به دوره قاجار می رسد، لکن ساختمان نيمه مخروبه فعلی،جديأ و مربوط به ساليان قبل است .


بقعه متبرکه امامزاده چهل دختر (س)


بر روی صخره های سنگی جنوب روستای کندر ،واقع در کيلومتر 29 جاده کرج _چالوس ،در منطقه ای کوهستانی و سرد سير ،بنای بسيار کوچکی موسوم به امامزاده چهل دختر وجود دارد که اهالی منطقه با تميز کردن محيط اطراف آن برای زيارت به اين بقعه کوچک مراجعه می کنند .در فهرست بناهای تاريخی ميراث فرهنگی استان تهران از اين بنا به عنوان محوطه مذهبی ياد شده و قدمت آن به دوره قاجاريه باز گردانده شده است .


بقعه متبرکه امامزاده حسن (ع)


روستای کوچک حسنکدر در کيلومتر 55 جاده کرج _چالوس بعد از تنگه گسيل و برج ميدانک قرار دارد .بقعه امامزاده حسن (ع) که از نوادگان حضرت امام موسی کاظم (ع) است در ميان اين روستا واقع شده است .بنای زيارتگاه با مساحتی حدود 200 متر مربع نوساز و دارای گنبدی کلاه خودی شکل با پوشش شيروانی است .از شبستان بزرگ بقعه نيز به عنوان مسجد استفاده می شود.
اين بقعه  در فهرست آثار تاريخی ميراث فرهنگی استان تهران ثبت گرديده و قدمت اوليه آن مربوط به دوره صفويه است .

درخت چنار کهنسال امام زاده حسن

رضا خوشنويس در كنار چنار كهنسال امام زاده حسين

    اين‌ درخت چنار در 15 كيلومتري‌ مسير جاده‌ كرج‌ به‌ چالوس‌ در مسير پيست‌ اسكي‌ خور داخل‌ محوطه‌ امامزاده‌ حسين‌ روستاي‌ گوراب‌ قرار دارد. طول‌ و عرض‌ جغرافيايي‌ مكان‌ استقرار آن‌ N  ً14   َ55  º35 و  E ََ54   َ05  º51 است‌. ارتفاع‌ محل‌ استقرار آنها از سطح‌ دريا 1900 متر است. از پاي درخت ‌جوي‌ آب‌ خوبي‌ مي‌گذرد. محيط‌ يقه‌ يكي‌ از درختان‌ 50/21 متر است. 8 پايه‌ قطور دارد كه‌ 5 پايه‌ سالم‌ و 2 پايه‌ نيمه‌ سوخته‌ و 1 پايه‌ آن‌ سوخته‌ است‌. ارتفاع‌ اين‌ چنار 25 متر، دو قطر كوچك‌ و بزرگ‌ مجموعه‌ تنه‌هاي‌ آن‌ از ارتفاع‌ برابر سينه‌ 6 و 1/8 متر است‌. تاج‌ درخت‌ بسيار گسترده‌، طول‌ و عرض‌ آن‌ 25*27 متر و سطح‌ تاج‌ پوشش‌ آن ‌675 متر مربع‌ است‌.
بقعه متبرکه امامزاده حسن(ع)


آن حضرت از نوادگان امام موسی کاظم (ع) است و بقعه او نزديک کاخ سليمانيه در سمت شرق بلوار امامزاده حسن(ع) در ضلع جنوب شرقی ميدان قدس (شاه عباسی) در جوار دانشکده کشاورزی شهر کرج واقع شده است .بنای قديم بقعه با گنبدی از کاشيهای فيروزه ای همراه با خطوط کوفی، متعلق به دوره صفويه بوده و نام امامزاده در برخی از سفر نامه های دوره صفوی که در مورد کاروانسرای شاه عباس و کاخ سليمانيه مطالبی نوشته اند ذکر گرديده است.در سالهای اخير بنای بقعه به کلی نوسازی شده و بنايی با گنبد و دو مناره رفيع به جای بنای قبلی احداث گرديده است.گنبد مزبور با کاشی معرق پوشش داده شده و گلدسته ها نيز با کاشيهای معلقی با نقوشی از نام مبارک علی ( ع) پوشيده شده است .يک سالن جهت برگزاری اجتماعات و مراسم در کنار بنای بقعه احداث گرديده است.نام اين بقعه در فهرست بناهای تاريخی ميراث فرهنگی استان تهران به ثبت رسيده است .


بقعه متبرکه امامزاده حسين (ع)


گوراب (جوراب)يکی ازآباديهای ارنگه بزرگ در 19 کيلومتری شمال شرق کرج (25 کيلومتری جنوب شرقی سد فرعی امير کبير )واقع شده و هوايی معتدل و خشک دارد و رود خانه ارنگه از شمال آن می گذرد.کوه پورا در جنوب و کوه گورا در شمال اين روستا قرار دارد .
بقعه امامزاده حسين (ع) که از نوادگان امام موسی کاظم (ع) است در روستای گوراب واقع شده است .زائرين اين امامزاده از تهران و کرج به اين زيارتگاه مشرف می شوند .اين بنای تاريخی با شماره 968 جزو آثار تاريخی سازمان ميراث فرهنگی کشور  به ثبت رسيده و از يادگار های زمان صفويه است .بنا از سنگ و آجر و کاشی ساخته شده و گنبدی مخروطی دارد .وجود يک درخت کهنسال در محوطه بقعه به عظمت و زيبايی آن افزوده است .


بقعه متبرکه امامزاده حيدر (ع)


آن حضرت از نوادگان حضرت امام زين العابدين (ع) به شمار می رود بقعه ايشان در روستای همت آباد کلاک در پنج کيلومتری شهرستان کرج واقع شده است .اين روستا هوايی خشک و سرد دارد و رودخانه کرج قبلا از ميان آن می گذشته است .بنای قديم بقعه متعلق به دوره صفويه و بسيار کوچک و ساده بوده و 24 متر مربع مساحت داشته و امروزه به کلی تخريب گرديده و بنای جديد آن با مساحت 625 متر مربع در قالب طرحی جامع مشتمل بر گنبد و گلدسته در ميان فضايی مشجر در حال باز سازی است و گنبد آن کاشيکاری شده است . درمجاورت بقعه کتابخانه ای نيز احداث گرديده است.اين بقعه در فهرست ميراث فرهنگی استان تهران به ثبت رسيده است .


بقعه متبرکه امامزادگان رحمان وزيد (ع)


اين امامزادگان از نوادگان امام جعفر صادق (ع) به شمار می روند .بقعه آنان که به سه گنبدان نيز شهرت دارد،در جنوب غربی روستای پلنگ آباد در 24 کيلومتری شرق اشتهارد ،در کنار جاده  کرج _اشتهارد واقع گرديده است.بنای بقعه مرکب از سر در ورودی ،و ساختمان اصلی است .
ورودی بنا شامل ايوانی به عرض 35/4 متر است وراقی مستطيل شکل به طول 13 متر در پشت آن قرار دارد.بنای اصلی که قدمت بيشتری دارد به صورتچهار ضلعی است که به وسيله طاقنما بين اضلاع فيلپوشهای مقرنس کاری در گوشه ها ،يک طرح هشت ضلعی به وجود آورده است .
گنبد بدون ساقه در قسمت زيرين دارای نقاشيهای ديواری جالبی است .اين بقعه دارای سه گنبد آجری استکه جلوه خاصی به محيط اطراف بخشيده است .به طور کلی اين زيرتگاه ،هم از نظر معماری به ويژه شکل قوسهای طاقنما و کاربنديهای مقرنس دار،و هم از نظر نقاشيهای روی ديوار و ديگر هنر های کاربردی ،از جالب ترين آثار قرت هشتم هجری است که به مرور زمان در دوره های  بعدی مرمت و الحاقاتی داشته است .بقعه مزبور با شماره 755 جزو آثار تاريخی سازمان ميراث فرهنگی کشور به ثبت رسيده است .


بقعه متبرکه امامزاده رزاق(ع )


بقعه اين امامزاده که در محل به امامزاده رزاق چهار طاق و نيز به حبيب الله شهرت دارد در سمت چپ جاده اصلی کرج_اشتهار در روستای رحمانيه در مجاورت روستای پلنگ آباد در فضلی بيابان قرار  دارد.بنای خشتی بقعه شامل يک ايوان کوچک و اطاقی کم ارتفاع است .قدمت اين بنا که تخريب زيادی در آن صورت گرفته ،در فهرست آثار تاريخی ميراث استان تهران به دوره قاجاريه منتسب گرديده است. در مجاورت اين بقعه قناعت آبی جريان دارد که سرچشمه آن در کنار بقعه واقع شده است .


بقعه متبرکه امامزاده رضی الدين (ع)


اين بقعه متبرکه در جنوب روستای کلها در شمال دهستان آدران در کيلومتر 7 جاده کرج_چالوس در قسمت شمالی پل خواب قرار دارد .فاصله روستای گلها از جاده آسفالته کرج _ چالوس حدود 8 کيلومتر است که 3 کيلومتر آن خاکی و بقيه به صورت آسفالته است .اين زيارتگاه متعلق به يکی از نوادگان حضرت امام زين العابدين (ع) است . بنای بقعه مشتمل بر يک اتاق کوچک و ضريح چوبی است که گنبدی مخروطی با پوشش فلزی بر فراز آن قرار دارد .بقعه مزبور در کنار رودخانه پر آب گلها و در ميان درختان سرسبز گرد و در محيطی بسيار خوش آب و هوا واقع شده است .قدمت اوليه اين بقعه بنا بر فهرست آثار تاريخی ميراث فرهنگی استان تهران به دوره صفويه می رسد.


بقعه متبرکه امامزاده سليمان (ع)


بقعه متبرکه اين امامزاده سليمان  معروف است و از نوادگان امام موسی کاظم (ع) به شمار می رود،
در 6 کيلومتری شرق بخش اشتهارد ،بعد از روستای پلنگ آباد در کنار جاده قرار گرفته است .بنای اين بقعه از دو قسمت اصلی سر در و رواق و نيز ساختمان بقعه تشکيل شده و سر در و ورودی در جهت شمال قرار دارد و عبارت از يک ايوان آجری با قوش بزرگ در وسط و گوشواره های دو طبقه ای در طرفين آن است .رواقی نيز به صورت تالار مستطيل شکلی در پشت ايوان قراد دارد که در دو طرف آن غرفه هايی برای استراحت زائرين ساخته شده است .ساختمان بقعه در هر ضلع حدود 6 متر طول دارد که در ميان هر کدام طاقنمايی احداث شده و به وسيله گوشواره هايی بين آنها، هشت قوس به صورت کاربندی ايجاد گرديده است .اين بنا از يادگارهای دوره صفوي] با شماره 754 جزو آثار تاريخی سازمان ميراث فرهنگی کشور به ثبت رسيده است .


بقعه متبرکه امامزاده سليمان (ع)


روستای ابهرک واقع در کيلومتر 15 جاده کرج_چالوس بخشی از روستای ارنگه و تقريبا در ارتفاع بالاتر متصل به آن است .اين روستا در منطقه ای کوهستانی و خوش آب و هوا قرار دارد .محل کوچکی از روستای ابهرک ،کچان نام دارد .بقعه امزاده سليمان (ع) که گفته می شود از نوادگان  حضرت امام وسی کاظم (ع) است در محله مزبور واقه شده است .بنای بقعه مه دوره اوليه آن به دوره صفويه باز می گردد ، متشکل از يک حياط کوچک ،ايوانی راهرو مانند در سمت شق وجنوب ويک اتاق اصلی با سقف مسطح است و گنبدی مخروطی با پوششی فلزی بر فراز ان قرار دارد . پوشش داخلی بنا با گچبری و طاقنماهای محراب مانند تزيين گرديده است .اي« بنها با شماره 6563 در سازمان ميراث فرهنگی کشور به ثبت رسيده است .


بقعه متبرکه امامزاده آقا سيد علا ء الدين (ع)


در مسير روستای گچسر به طرف ديرزين چندين آبادی وجود دارد  که يکی از آنها  ((ولايت رود ))نام دارد.امروزه رونق اين روستا به واسطه وجود تاسيسات اسکی در منطقه ديزين است .
در کنار مسجد جامع زيبای روستای ((ولايـت رود)) که از قبل ساخته شده بنايی با کاربرد حسينيه وجود دارد که به قدمگاه آقا سيد علا ء الدين معروف است .از اصل و نصب ايشان اطلاعی در دست نيست لکن بنای مزبور مورد احترام اهالی منطقه است .


بقعه متبرکه امامزاده شاهزاده عسکری (ع)


اين بقعه در جنوب غربی روستای خور ارنگه در مسير جاده چالوس قرار دارد. ساختمان زيارتگاه از يک بنای کوچک چهار گوش و ايوانی در چهار طرف آن تشکيل شده که ضريح چوبی امامزاده در آن نصب شده است .بنای مزبور از سنگ و گل ساخته شده و داخل آن گچ کاری است .اهالی روستا نسبت امامزاده را از نوادگان حضرت امام موسی کاظم (ع) می دانند.از گذشته های دور از محوطه بقعه جهت دفن اموات استفاده شده است. تاريخ برخی ار سنگ قبر ها ،مربوط به قرون نهم ،دهم و يازدهم هجری است که نشان دهنده قدمت اوليه بنا در زمان صفويه است .اين بقعه با شماره 6576 جزو آثار تاريخی سازمان ميراث فرهنگی کشوری به ثبت رسيده است .

بقعه متبرکه امامزاده طاهر (ع)


يکی ازبقاع متبرکه مشهورشهرستان کرج بقعه متبرکه امامزاده طاهر(ع)ازنوادگان امام زين العابدين (ع) است .بارگاه منور ايشان در ابتدای مسير اتوبان کرج_قزوين ،بعد از پل مهر شهر و در حدود 10 کيلومتری غرب شهرستان کرج واقع شده است .گنبد رفيع ،نوساز و زيبای اين بقعه از ميان فضای مشجر پيرامون آن هنگام عبور از مسير جاده به خوبی مشخص است .احداث بنای هشت ضلعی بقعه در سال 1374 شروع گرديد و کاشيکاری نماهای خارجی وداخلی آن به تدريج در حال اجرا است. يکی از آثار شاخص در اين بقعه مقرنس آويز داخل حرم است که با کاشيهای معرق پوشش داده شده است .اصل بنای بقعه که در فهرست آثار تاريخی ميراث فرهنگی استان تهران به ثبت رسيده متعلق به دوره صفويه است .


بقعه متبرکه امامزاده عبد الله


 بقعه امامزاده عبد الله (ع) که از نوادگان امام موسی کاظم (ع) به شمار می رود ،در روستای علی آباد گونه در غرب مهر شهر کرج و در حدود 14 کيلومتری اين شهرستان واقع شده است .بنای هشت ضلعی و نوساز بقعه با مساحتی حدود 100 متر مربع بر روی تپه ای بلند تر از زمينهای اطراف خود قرار دارد.
گنبد مدور بقعه با مساحتی حدود 100 مترمربع بر روی تپه ای بلند تر از زمينهای اطراف خود قرار دارد .
گنبد مدور بقعه با مساحتی حدود 100 متر مربع بر وی تپه ای بلند تر زمينهای اطراف خود قرار دارد .
گنبد کدور بقعه در سال 1382 با پوشش فلزی آلومنيومی به شکل کاملا سنتی ساخته شده است.در فهرست بناهای تاريخی ميراث فرهنگی استان تهران ،قدمت او ليه بنای مزبور دوره قاجاريه ذکر شده است .

 

امامزاده عبدالله از نوادگان امام زین‌العابدین (ع)

مرقد آن حضرت در قریه علی‌آباد گونه از توابع محمدشهر واقع است .

مرقد آن امامزاده در بالای تپه‌ای مشرف به زمینهای زراعی آن روستا و ولد آباد بزرگ واقع شده که در فصول بهار و تابستان منظره‌ای زیبا به دیدگان زوار و بازديد كنندگان می‌بخشد . اراضی امامزاده بالغ بر سیزده هکتار می‌باشد . به غیر از ساختمان بقعه که قبل از انقلاب ساخته شده و شامل یک گنبدخانه و چهاراطاق در چهارگوشه آن می‌باشد ابنیه دیگری در آن احداث نشده است. بنای هشت ضلعی و نوساز بقعه با مساحتی حدود ۱۰۰ متر مربع بر روی تپه‌ای بلند تر از زمينهای اطراف خود قرار دارد .
گنبد بقعه در سال ۱۳۸۲ با پوشش فلزی آلمينيومی به شکل کاملاً سنتی ساخته
شده است. در فهرست بناهای تاريخی ميراث فرهنگی استان تهران ، قدمت او ليه بنای مزبور دوره قاجاريه ذکر شده است .


بقعه متبرکه امامزادگان عبد الله و طاهر (ع)


اين بقعه متبرکه متعلق به دوتن از نوادگان حضرت امام موسی کاظم (ع) است که در روستای کندر در کيلومتر 29 جاده کرج _چالوس واقع شده است .روستای مزبور از طريق جاده ای خاکی به مسافت 15 کيلومتر به محل پاسگاه انتظامی آدران وصل می گردد .قدمت اوليه بنا همزمان با دوره صفوی بوده لکن ساختمان فعلی شامل اتاق کوچکی است که ايوانی جنوب و غرب آن را احاطه کرده است .بقعه مزبور در محوطه محصور قبرستان روستای کندر قرار دارد .


 
بقعه متبرکه امامزاده غيبی (ع)


در حوزه ماهدشت محمد آباد ،در خيابان ميثم تمار ،جنب باستانی دشت بهشت و در داخل کوچه ای به نام امامزاده يا کوچه استخر ،بنای کوچکی موسوم به امامزاده غيبی واقع شده است که قدمت چندانی ندارد .مردم محل اگر چه معتقدند که در اين محل امامزاده ای مدفون است لکن از اين بنا که فاقد مرقد و ضريح است به عنوان حسينيه استفاده می کنند.


بقعه متبرکه امامزاده قاسم (ع)


اين بقعه در روستای احمد آباد در شرقی ترين نقطه روستای پلنگ آباد در شمال غرب ماهدشت کرج واقع شده است .بنای خشتی بقعه کوچک و فاقد تزينات است و ضريح فلزی کوچکی نيز در ميان آن نصب گرديده است.اين بقعه در ميان قبرستان عمومی روستا قرار دارد .


بقعه متبرکه امامزاده محمد (ع)


يکی ديگر از آباديهای ارنگه بزرگ روستای سيجان است که در 25 کيلومتری شمال شرق کرج و پايين تر از سد امير کبير قرار دارد .اين روستا درون دره ای با هوای معتدل و خشک واقع شده و کوه سيوک در شمال و کوه قبله در جنوب آن قرار دارد.رودخانه ای نسبتا پر آب از ميان روستا می گذرد و به رودخانه کرج می ريزد .بقعه امامزاده محمد (ع) يکی از نوادگان امام زين العابدين (ع) در اين روستا واقع شده است .
ساختمان بقعه شامل يک اتاق مرکزی و ايوانی در اطراف آن است که ضريحی چوبی در ميان آن قرار دارد .اين بقعه از آثار دوره صفوی است که با شماره 6575 جزو آثار تاريخی سارزمان ميراث فرهنگی کشور به ثبت رسيده است .


بقعه متبرکه امامزاده محمد (ع)


امامزاده محمد (ع) از نوادگان امام موسی کاظم (ع) است . بقعه آن حضرت در روستای حصارک در حاشيه جنوبی جاده قديم کرج در حدود 6 کيلومتری غرب اين شهر ،بعد از سه راه گوهر دشت در انتهای کوچه ای به نام امامزاده محمد ،در باغ نسبتا وسيعی واقع شده است . بنای بقعه با مساحتی حدود 800 متر مربع دارای صحن وسيع ،ايوان کاشيکاری با دو مناره مرتفع در طرفين آن و گنبد دو پوش بزرگ با پوشش کاشيکاری است . همچنين مساحت حدود 1500 متر مربع از پيرامون بقعه همسطح سازی شده است .اگر چه قدمت بقعه مزبور در فهرست آثار تاريخی ميراث فرهنگی استان تهران به دوره صفويه بر می گردد ،لکن تاسيسات و ابنيه بقعه کاملا نوسازی شده و فعاليتهای عمرانی همچنان ادامه دارد .


بقعه متبرکه امامزادگان هاشم و هارون (ع)


بقعه متبرکه اين امامزادگان که از نوادگان حضرت امام موسی کاظم (ع) به شمار می روند ،در شمال پل روستای ليلستان در کيلومتر 6 جاده کرج _چالوس در ميان فضای سبز درختان قراردارد. بنای اصلی زيارتگاه کاملا جديد و شامل فضای کوچکی است که ضريح آلومنيومی در وسط آن قرار گرفته و ايوانی با سقف مسطح از سه طرف آرامگاه را در ميان گرفته است .بنايی جهت اسکان زائرين در اين بقعه احداث گرديده است .وجود دو اصله درخت کهنسال در محوطه بقعه حکايت از قدمت آن دارد .

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388ساعت 16:15  توسط دلنواز قراملکی  | 
 

آرامگاه پیامبران در سراسر دنیا


سلام
دوستان عزیز :
 سعی دارم ارامگاههای انبیای بزرگ الهی و اوصیای ایشان را برای نمایش خدمت دوستان تقدیم کنم از این جهت هر کس که از آرامگاه های پیامبران جایی نشانی چیزی سراغ داره یا عکس داره اینجا قرار بده . بعد از مدتی آرشیو غنی و دیدنی خواهد شد.

 
جلوه هایی ازارامگاه و مسجد النبی از نگاه


جلوه های زیبا و معنوی فبر مطهر نبی مکرم اسلم (صلوات الله علیه و اله) هر ببینده ای را مجذوب خود میکند. ...



 



 



 



 



 



 



 



 



 



 


 


 


 


 


 


 


 


 


 


 

 

 

 


ارامگاه دانیال نبی (ع)










دانیال یكی از پیامبران بنی اسرائیل (قرن هفتم قبل از میلاد) است وی در شهر شوش ارمیده است


دانیال به زبان‌های عبری مفهوم (خدا حاکم من است) را دارد.
دانیال نبی درکودکی به همراه عده زیادی از یهودیان به اسارت بخت النصر (حاکم بابل ) درآمده بود. تااینکه درسال 935 قبل از میلاد کوروش کبیر درلشکر کشی به بابل او ویهودیان اسیر ( 40 هزار تن) را آزاد کرد.تعدادی از یهودیان به کنعان بازگشتند و تعدادی هم به همراه حضرت دانیال به ایران آمدند و در نزدیکی شوش ساکن شدند.
دانیال به خاطر حکمت و دانش تعبیر خواب از مقربین پادشاه ایران شد و سرانجام در سن ۸۵سالگی در شوش به رحمت ایزدی رفت. ( به نظر می رسد دانیال نبی هنگامی که به خواست داریوش برای بازدید و زیارت به بیت المقدس می رفت در " بر کنار رود "شاوور" درگذشته و در شهر شوش به خاک سپرده شد.








حيقوق نبی (ع )
حیقوق نبی از پیامبران بنی اسراییل است که حدود ۲۶۰۰ سال پیش می زیسته و نگهبان معبد بزرگ یهودیان در اورشلیم بوده است.
.





چهار پیامبر قزوین
سلام، سلوم، سهولی، القیا


به نظر این پیامبران همزمان با اصحاب كهفمی‌زیسته‌‌اند. زمان مرگشان با یكدیگر متفاوت بوده ولی یارانشان بعد ازدفن اولین
پیامبر در این مكان، بقیه را هم در كنار او دفن كردند مرقد این چهار نبی در خیابان پیغمبریه قزوین قرار دارد






اشموئيل نبی(ع)


آرامگاه مطهر اشموئیل نبی«ع» با بیش از 2800 سال قدمت در ساوه همچنان نیایشگاه بندگان موحد و یكتاپرست خداست.
اشموئیل نبی«ع» از پیامبران بزرگ بنی اسرائیل است و بارگاه وی در شهرستان ساوه و دریازده كیلومتری جاده بوئین زهرا قرار گرفته است.

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم آذر 1387ساعت 14:59  توسط دلنواز قراملکی  | 

سلام

دوستان عزیز :

اگر برای سوالات خود دنبال ژاسخ می گردید یا دنبال تفسیر قران . نهج البلاغه . صحیفه سجادیه . شبهات اعتقادی . مهدویت . حرف دل منتظران . اهل بیت علیهم السلام . مباحث اعتقادی و فلسفی . خدا . عشق . عرفان . احکام و سوالات شرعی و... دارید اینجا دنبالش بگردید .

                                                                                             موفق و پایدار باشید .

       ---------------------------------------------------------------------------------------------

سوال :

من  ایرانی باید به زبان عربی خدا را ستایش کنم  و خم راست شوم

همه ادیان و مذهبها  یه واحد دارن  حالا چه فرقی میکنه که با چه رسمی یا با چه زبانی خدا را ستایش کنم

و یا اصلا  من یه انسانی هستم که خدا رو قبول ندارم ولی توی تمام عمرم سعی کردم مردم ازاری نکنم  حالا مهم که یه خدا داشته باشم؟

 

 جواب :

برای برقراری ارتباط با بالاترین موجود هستی باید با لسانی ارتباط برقرار کرد که بهترین و کاملترین باشد . و طبق اذعان یونیسکو زبان عربی کاملترین زبان دنیا است .

دوم اینکه برای پرستش خالق دنیا باید با کاملترین دین که خالق هستی ان را تایید می کند ، ان خالق را پرستش کرد و اسلام کاملترین دین و زبان این دین عربی است .

نتیجه : باید این خالق را با دین اسلام و به زبان عربی پرستش کرد .

البته تمام مسیحیان دنیا خدا را با زبان ارمنی و مسیحی ستایش می کنند همچنین یهودیان تمام دنیا خدا را با زبان عبرانی ستایش و عبادت می کنند .و مسلمین هم خدا را با زبان عربی عبادت می کنند .

اما اگر قرار باشد یک عده زبان دین را تغییر بدهند و عده ای شکل عبادت و جمعی نحوه ستایش را ، نتیجه همان می شود که ادیان تحریف شده مثل مسیحیت و زرتشتیت و بودائی و... به ان مبتلا شده اند . اسلام برای جلو گیری از این سرنوشت اجازه نداده شکل و محتوای دین اسلام عوض شود . هر چند با صدای بلند هم اعلان می کند :

 " ان اکرمکم عند الله اتقاکم"  اگاه باشید که مقرب ترین شما به خداوند با تقواترین شماست . و زبان ، نژاد و رنگ شما برایتان درجه محسوب نمی شود .

اما :

خداپرستی یک مقوله است و با مردم مواسات داشتن موضوعی دیگر ، و این دو هر چند قابل جمع هستند ولی قابل انفکاک نیستند . به این معنا که هر خدا پرستی با مردم مهربان است مگر انکه به دروغ ادعای خدا پرستی کند اما اینطور نیست که هر غیر موحدی با مردم رئوف باشد .

----------------------------------------------------------------------------------------------

سوال :

در سفر اخیری که بنده به مشهد مقدس جهت زیارت حضرت امام رضا(ع) داشتم ، دو چیز توجه من رو بیش از همیشه به خودش جلب کرد:

یکی بوسیدن بیش از اندازه درب ها و پنجره های حرم و حتی بوسیدن عصای دست خدام حضرت

و

دومی مراسمی بود که هر روز صبح گلهای روی زریح مطهر را جمع اوری میکردن و در مجلسی بعد از ختم قران و دعا و مداحی بر روی انها، در بسته بندی های کوچک بین حاضرین تقسیم میکردند.

قبول دارم که تمام این اعمال از روی اعتقاد و به قصد تبرک میباشد، اما به نظر شما اینگونه زیاده روی ها ان هم از طرف یک نهاد رسمی مانند استان قدس ، زمینه تبلیغات منفی علیه شیعه مبنی بر مشرک بودن شیعیان را تقویت نمیکند؟

و اگر جواب بلی است چرا هیچ یا از علما و مراجع در این زمینه اقدامی نمیکنند؟

جواب :

 

سلام

دوست عزیز :

اتفاقا بنده هم مدتی پیش به زیارت اقا مشرف شدم و دقیقا همین سوال از ذهنم خطور کرد و فلسفه پخش ان گل ها را بین مردم از ان (خدام) بزرگواران جویا شدم فرمودند : ما مواردی را داشتیم که با اثابت این گل ها به بدن شخص فلج شفا یافته است .

البته این حرف ریشه قرانی دارد :

والقی قمیصه ... (سوره یوسف) 

وقتی پیراهن یوسف را به چشمان یعقوب نبی مالیدند چشمان نابینای پدر بینا شد !

حال ایا گل هایی که متبرک به حضور امام معصوم و وصی بر حق اشرف کائنات است این اثر را نخواهد داشت ؟

البته ما هر کاری بکنیم وهابیت دست از شبهه افکنی بر نخواهد داشت چرا که انها با اصل وجود ما مشکل دارند نه با فروع ما ، به همین خاطر بگذارید انها از این کارهای ما عصبانی باشند و از این عصبانیت بمیرند .

هر چند ما هم نباید عوامانه دست به کاری بزنیم که بعدا سرافکندگی برای ما به ارمغان بیاورد .

 

  -------------------------------------------------------------------------------------------------------

سوال :

اگه شما کتاب سینوهه پزشک مخصوص فرعون رو مطالعه کرده باشین، حتما میدونید که اعتقاد به شفا گرفتن از مقدسات در همه ادیان و زمانها وجود داشته. بطوریکه در همان زمانها هم کاهنین مریضهای لا علاج را درمان میکردند. حدس بنده این است که این شفا گرفتن ها ریشه در اعتقاد و انرژیی هست که مریض از مقدسات میگیره، نه پیراهن یا گل یا درب و .....

طبیعتا تعداد زیادی مریض هم وجود دارند که بدون مراجعه به حرم امام رضا و تنها با درخواست از خداوند شفا گرفته اند....

به نظر شما ادامه این روند ( گره زدن نخ به پنجره فولاد، بوسیدن دربها، پخش گل و .....) خطرناک نیست؟

جواب :

آیا شفا دادن از طرف ائمه لازم است یا نه ؟

با سلام :

دوست عزیز :

معجزه براى اثبات دعوت نیست بلکه ‏براى اثبات صحت دعوى است; یعنى پیامبر - صلى الله علیه و آله و سلم - كه مى‏آید دو حرف دارد: یكى دعوت و دیگرى دعوى.

 دعوتش این است كه خدا هست، واحد، بى‏شریك، علیم، قدیر، سمیع، بصیر و . . . است . هم چنین حساب و كتاب هست، نشئه بعد از مرگ هست، هر عملى كه انسان بكند مسئول است . این‏ها دعوت است و همه این‏ها را مى‏شود با برهان فهمید، معجزه نمى‏خواهد .

سخن دیگر این‏ها دعوى است مى‏گوید : من از طرف خدا آمده‏ام، این دعوى را با معجزه باید ثابت كنند، آن دعوت را با برهان مى‏توان اثبات كرد لذا در هنگام استدلال بر توحید دلیل اقامه مى‏كنند، براهین اقامه مى‏كنند، نمى‏گویند ما حالا چون عصا را اژدها كردیم خدایى هست آن را بدون معجزه هم مى‏توان فهمید البته اگر دعوى ثابت‏شد دعوت را هم خیلى‏ها مى‏پذیرند، یعنى اگر ثابت‏شد كه این شخص پیامبر است‏ یقینا خدایى هست كه او را فرستاده است، به سخن او اطمینان پیدا مى‏كنند . اكثر مردم این چنین‏اند، اما دعوت نیازى به معجزه ندارد با برهان مى‏توان اثبات كرد، خواص آن دعوت را با برهان مى‏فهمند، ولى دعوى را البته باید با اعجاز یا نشانه‏هاى دیگر تثبیت‏بكنند . براى اثبات دعوت، آن براهین هم كافى است معجزه هم به نوبه خود سهمى دارد و مانند آن.  اینجاست که شفا دادن از طرف ائمه علیهم السلام می تواند به نوبه خود اعجاز و معجزه در اثبات الهی بودن رسالت و امامتشان باشد . اما این نکته را نباید از خاطر برد که شفا را چه از امام و چه از مبادی دیگر کسی طلب کند شفا دهند فقط خداست و کسی نمی تواند مستقل از خدا شفا دهد . 

 

 ----------------------------------------------------------------------------------------------

سوال :

با عرض سلام و خسته نباشید
توضیحاتی در مورد حکم سنگسار می خواستم.

1- قرآن چه موضعی نسبت به این حکم دارد؟
2- مورد استخراج این حکم چیست؟ روایات ..حدیث؟

 

جواب :

سنگسار كردن چیست و در چه مواردی اعمال میشود؟


 یكی از حدود الهی بر جنایت كاران و خلاف پیشه گان، رجم است. حد (رجم) در موارد زیر اعمال میشود:
الف) در صورتی كه مردی یا زنی (محصن) باشد؛ یعنی همسر داشته باشند و همسر در اختیارش باشد و شرایط دیگری كه در كتابهای فقهی گفته شده را داشته باشند، اگر این مرد یا زن، زنا كند، آن را زنای محصنه میگویند و حد آن رجم یعنی سنگسار كردن است؛ مثلاً مردی زن دائمی دارد و عاقل و بالغ است و زنش هم در اختیارش هست و مریض نیست، اگر این مرد با زنی زنا كند حد این مرد رجم است و هم چنین زنی كه شوهر دارد و در اختیار او است، اگر با مرد دیگری زنا كند، حد آن رجم است.

 البته: سنگسار كردن در صورتی است كه زن و مرد اعتراف نمایند آن هم چهار بار و یا چهار شاهد عادل به زنای حقیقی آنها دقیقاً شهادت دهند.
طریقه رجم این است كه، حاكم به آن مرد یا زن دستور میدهد تا آب سدر و كافور و آب مطلق غسل كند و كفن بپوشد، بعد او را سنگسار میكنند و بر او نماز میخوانند و دفن میكنند.


مورد دیگر پیرمرد و یا پیرزنی كه محصن باشند اگر زنا بكنند، حكم آن ابتدا تازیانه و بعد رجم است.
البته تمام این احكام در صورتی است كه ثابت شود و طریق اثبات آن اقرار و اعتراف هر كدام چهار مرتبه است یا چهار شاهد عادل دقیقاً عمل زنا را دیده باشند كه این هم به سادگی امكان ندارد، زیرا تجسّس در امور اخلاقی و زندگی افراد حرام است. كدام انسان عادل، به دنبال چنین اموری حركت میكند.

اگر مردی كه همسر دارد و در اختیار او است با زنی زنا كند, آن مرد را سنگسار می كنند و یا اگر زنی كه شوهر دارد و شوهر در اختیار او است با مردی زنا كند آن زن را سنگسار می كنند, اصطلاحاً به این گونه زنا, زنای محصنه می گویند و به سنگسار كردن , رجم می گویند. رجم و سنگسار كردن یكی از حدود و مجازات های الهی است كه باید توسط حاكم اسلامی اجرا شود, به این شكل كه اگر زنای محصنه نزد قاضی ثابت شود دستور می دهد كه آن مرد یا آن زن را سنگسار كنند.(1)
(پـاورقی 1ـ تحریرالوسیله , ج 2 ص 457)

اینكه مرتكب زنای محصن را سنگسار میكنند بر اساس كدام آیه قرآن است؟ آیا هر دو نفر را سنگسار میكنند یا فقط زن را؟
در مورد رجم آیه ای در قرآن مجید نیامده است.
 نه تنها این حكم بسیاری از احكام مسلم شرعی كه حتی از ضروریات دین است در قرآن نیامده. از باب نمونه مسائل راجع به غسل و تعداد ركعات نماز. البته ضرورتی هم ایجاب نمیكند كه تك تك احكام شرعی به صورت مبسوط در قرآن ذكر شود. قرآن كریم در آیات متعددی ما را به سوی پیامبر و اهل بیت اوعلیهم السّلام رهنمون شده و اطاعت از آنان را بر ما واجب نموده و یا اطاعت از پیامبر را اطاعت از خداوند دانسته است. از جمله آیه:«اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الأمر منكم»، (نساء / 59) و آیه «من یطع الرسول فقد اطاع الله»، (نساء / 80)

به همین جهت سنّت كه گفتار پیامبر و اهل بیت معصومین پیامبر است یكی از منابع استخراج احكام شرعی علاوه بر قرآن به شمار می رود و بسیاری از احكام شرعی از روایات پیامبر و اهل بیت علیهم السّلام استفاده میشود. حكم رجم زناكاری كه دارای همسر باشد با تحقق شرایط آن یكی از مسائلی است كه با روایات متعدد از پیامبر و ائمه معصومین علیهم السّلام ثابت شده است. و محل اتفاق جمیع فقها است بلكه به حد ضرورت و بداهت بین مسلمانان رسیده و جای تأمل و تردید در این حكم وجود ندارد. و در صدر اسلام به دستور پیامبرصلی الله علیه و آله انجام گرفته است.

برای آگاهی بیشتر ر.ك: جواهر الكلام، محمدحسن نجفی، نشر اسلامیه، چاپ ششم، 1363 ش، ج 41، ص 318 ـ 321.

اما درباره اجرای آن در حضور دیگران باید گفت: هدف اساسی در اجرای حكم علاوه بر تنبیه مجرم، اثر بازدارندگی آن نسبت به دیگران است. به ویژه برخی از جرم ها كه نشان از بی باكی مجرم و عذرناپذیری از سوی او دارد، و خطر بنیان كنی نسبت به جامعه دارد؛ كه زنای محصنه از آن نمونه است. زیرا ارضای غریزه برای او امكان داشته و اقدام او خیانت با نظام خانواده می باشد.

و با توجه به رفت و آمدهای خانوادگی اگر مجازات چنین جرمی سنگین نباشد عوارض غیر قابل پیشبینی در انتظار خانوادهها خواهد بود.

البته از آنجا كه اثبات این جرم بسیار مشكل است و نیاز به چهار شاهد دارد. تنها كسانی گرفتار می شوند كه به گونه ای حرفهای و با جرأت تمام به آلوده سازی جامعه اقدام میكنند. و یا كسانی كه به جهت رهایی از عذاب وجدان و عذاب آخرت، خود می آیند و اقرار میكنند. كه در این صورت حاكم شرع تا میتواند آنها از اقرار منصرف میكند. و توصیه شده است كه اگر شخصی به جهت وسوسه یكباره و ناخواسته گرفتار گناه شده بین خود و خدا توبه كند و از بازگو كردن آن نزد دیگران و مراجعه به محاكم قضایی اجتناب كند.

در هر صورت این حكم برای كسانی است كه «زنای محصنه» انجام داده باشند یعنی مردی كه همسر داشته باشد و یا زنی كه شوهر داشته باشد. اما اگر فرد مجرد آلوده شود تازیانه می خورد.

--------------------------------------------------------------------------------------------------------

سوال :

با سلام و آرزوی موفقیت

وقتی بدونیم مال یکی از نزدیکان ما که مجبور به داشتن رابطه فامیلی با انها هستیم مشکوکه (در این مورد مد نظر من ثروت آنها از عضویت و فعالیت در شرکتهای هرمی حاصل شده ) و گسستن ارتباط خود مفسده ای را به دنبال داره تکلیف چیست و برای رفع اثر مال حرام(منظورم نوشیدنی و خوردنیها و ناهار یا شامیست که مصرف میشوند......"اگر فتوا به حرام دادن مال آنهاست" )چه باید کرد ؟

باید اضافه کنم که من مقلد آقای مکارم شیرازی هستم . در ضمن اگر ممکنه آدرس سایت ایشان را نیز عنوان کنید .                     تشکر

جواب :

با سلام :

اگر یقین به حرام بودن تمام درامد شخصی نداشته باشید مجرد مخلوط بودن مال حرام در اموالش مشکلی برای استفاده از میهمانیی های شخصی ایشان برای شما ندارد منتها برای احتیاط اگر می خواهید دلتان ارام گیرد معادل قیمت چیزهایی که استفاده کرده اید صدقه به فقیر بپردازید .

ادرس سایت ایت الله مکارم شیرازی :

                                             http://www.makaremshirazi.org/

                                            http://www.makaremshirazi.org/persian/

 -----------------------------------------------------------------------------------------------------------

سوال :

آیا می شود دعای قنوت نماز واجب را به هر زبانی غیر از عربی خواند؟

 جواب :

سلام

دوست عزیز :

خواندن قران به قصد تلاوت قران در اثناء نماز جایز نیست اما اگر قران را به قصد ذکر بخوانید مانعی ندارد مشروط به اینکه صورت نماز را به هم نزند . ( خواندن سوره های کوچک قران و ایات دعایی به قصد ذکر در رکوع ، سجود و قنوت مانعی ندارد و مکروه هم نیست )

س: آیا مى‌توان در قنوت نماز به زبان فارسى دعا کرد؟ (واجب و مستحبى)
ج) مانع ندارد.

 

تفصیل احكام قنوت‏:
سلام

دوست عزیز:
قنوت در لغت به طور مطلق به معناى خضوع وفرمانبردارى‏وتسلیم بودن است، وبه دعا ونماز وپرستش نیز به عنوان مصداقهاى‏خضوع وتبعیت از خداوند، قنوت گفته مى‏شود. امادر اصطلاح‏فقهى، قنوت، دعا به شیوه خاص ودر موقعیت مخصوصى از نمازاست.
1 - قنوت عبارت است از دعا كردن با بلند كردن دستهادر مقابل‏صورت به گونه‏اى كه كف دستها به طرف آسمان وپشت دستها به سوى‏زمین باشد، ودر اغلب نمازها بعد از خواندن حمد وسوره وقبل ازركوع ركعت دوم، انجام مى‏شود، واگر نماز گزار بدون بلند كردن‏دستها، دعا بخواند، ثواب دعا را - ان شاء اللَّه - خواهد داشت.
2 - قنوت در همه نمازهاى واجب ومستحب، مستحب است، ودرنمازهاى واجب یومیه‏اى كه با صداى بلند خوانده مى‏شودمخصوصاً در نمازهاى صبح ومغرب وجمعه وهمچنین در نماز وتر،استحباب آن مؤكد است.
3 - استحباب قنوت - همانطوركه گفتیم - فقط یكبار قبل از ركوع‏ركعت دوم هرنماز است مگر در موارد ذیل كه موقعیت وترتیب‏خاصى دارد:
الف - نماز عیدین: نماز عید فطر وعید قربان، پنج قنوت در ركعت‏اول وچهار قنوت در ركعت دوم دارد.
ب - نماز آیات: این نماز دویا پنج قنوت دارد كه در جاى خود - ان‏شاء اللَّه - به آن اشاره خواهد شد.
ج - نماز جمعه: نماز جمعه دوقنوت دارد یكى قبل از ركوع ركعت‏اول ودیگرى بعد از ركوع ركعت دوم.
د - نماز وتر: در نماز وتر نیز به پیروى از امام كاظم‏علیه السلام دعا بعد ازركوع مستحب است.
4 - در قنوت، خواندن ذكر مخصوص شرط نیست بلكه جایز است‏نمازگزار هردعا وذكر ومناجاتى را كه بخواهد بخواند، وصلوات‏برپیامبرصلى الله علیه وآله بفرستد، وبراى خود وپدر ومادر ومؤمنین ومؤمنات‏طلب آمرزش نماید.
همچنین جایز است قرآن، مخصوصاً آیات مشتمل بردعا رابخواند، ولى بهتر این است كه دعاها وذكرهاى منقول از پیامبرصلى الله علیه وآله‏وائمه طاهرین‏علیه السلام خوانده شود كه بهتر از همه كلمات فرج است:
لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ الْحَلِیمُ الْكَرِیمُ، لَا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ الْعَلِیُ‏الْعَظِیمُ، سُبْحانَ اللَّهِ رَبِّ السَّمَواتِ‏السَّبْعِ وَرَبِّ الْأَرَضِین السَّبْعِ، وَمَا فِیهِنَّ وَمَا بَیْنَهُنَّ وَمَا فَوْقَهُنَّ وَمَا تْحتَهُنَّ، ورَبِّ الْعَرْشِ‏الْعَظِیم، وَالْحَمْدُ للَّهِ‏ِ رَبِّ الْعَالَمِینَ.
5 - جایز است به غیر عربى دعا بخواند گرچه احوط ترك آن است.
6 - بهتر این است كه قنوت را باصلوات برپیامبر وآل او آغاز كند وباصلوات براو وآل او ختم نماید بلكه بهتر است در وسط قنوت هم‏صلوات بفرستد.
7 - مستحب است قنوت در نماز مخصوصاً در نماز وتر طول داده‏شود.
8 - در همه نمازها - چه نمازهایى كه بلند خوانده مى‏شود یاآهسته -مستحب است قنوت باصداى بلند

خوانده شود، حتى مأموم، در نمازجماعت، در صورتیكه امام جماعت صداى او را نشنود.

 

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------

سوال :

 

جواب :

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم آذر 1387ساعت 10:37  توسط دلنواز قراملکی  | 

 

                                       بسم الله الرحمن الرحیم

         هفت شهر عشق را عطار گشت                               ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم

عطار برای بیان مقاصد عرفانی خود بهترین راه را که همان آوردن کلام ساده و بی ژیرایه و خالی از هر گئنه آلایش است انتخاب کرده است .

این شعر بهانه ای شد برای شروع یک سفر عرفانی به هفت شهر عشق و عرفان و ایثار امید ان دارم که بتوانم حق مطلب را ادا کنم به همین خاطر از نوشته های سایر دوستان نیز در این امر استفاده خواهم کرد تا به غنای ان افزوده شود .

عشق از یه جایی شروع میشه، شاید همین نزدیکی ها، شاید از یه چیز یا یه نفر کوچک. اما بنا نیست همیشه همون نهال کوچک بمونه، بنا نیست هم که کیفیت پائین عشقمون را با کمیت و تکثر زیاد کنیم. چون هزاران نهال کوچک عشق هم باز بار و بر ندارد. و تعدد آنها منجر به تعارض و سردرگمی ما می شود.

اگر عشق کوچک بمونه و ما نتونیم همه وجودمون در راهش بدهیم، واقعا تاثر برانگیز است، محدود کننده و موجب ناآرامی و افسردگی می شود. روز مرگی و خستگی چنین عشقی که تا حد دوست داشتن پائین آمده و در نهایت به یک مبادله و یک معامله پایاپایی تبدیل می شود که صرفا درگیر تحمل کردن آن هستیم. یا اینکه تصور می کنیم عشق چیزی جز یک خیال ساده لوحانه و احساسی دوره نوجوانی نیست.

اما عشق را می شود رشدش داد. اینکه چگونه و چطور این را باید هر کسی در وجود خود بیابد و ان را ظاهر کند .

اما نباید از خاطر ببریم که عاشق حقیقی انسان خداوند است که از سر عشق او را افریده ! پس بیاییم معشوق خود را بایبیم و به نهایت عشق که همان حضرت دوست است برسیم .

در اینجا به یک موسیقی اشاره می کنیم که موجب رشد عشقمان می شود به نحوی که از مرحله دلداگی به مرحله جان دادگی برسیم. و همه هستی مان در وجود چنین عشق و معشوقی خلاصه شود. هفت شهر عشق کدام هستند ؟

شهر اول (مکه): نگاه و دلربایی

شهر دوم (مدینه): روزهای شیرین و طلایی

شهر سوم (نجف): روزهایی همراه با نفاق و دورویی

شهر چهارم (کربلا): بی وفایی

شهر پنجم (مشهد): غربت و تنهایی 

شهر ششم (کاظمین): اشک، آه و تنهایی 

شهر هفتم (سامرا): فکر جدایی

 و اما شهر اول (مکه): نگاه و دلربایی :

مكه مكرمه

حج امانتى الهى و چهارمين ركن اسلام است، سه ركن پيش از آن عبارتند از «نماز»، «زكات»، و «روزه». در اهميت حج همين بس كه در روايت آمده است: «اگر مسلمانى مستطيع شود و به مكه نرود و بميرد، شايسته نام مسلمانى نيست و يهودى يا نصرانى از دنيا خواهد رفت.»

 شبه جزيره عربستان

‏ عربستان سعودى دو ميليون و دويست و چهل هزار كيلومتر مربع مساحت دارد و جمعيت آن حدود 13 ميليون نفر است. اين كشور در جنوب غربى آسيا واقع شده و از شمال به كشور اردن هاشمى، عراق و كويت و از شرق به‏

خليج فارس و شيخ نشين‏هاى جنوبى آن و درياى عمان، و از جنوب به جمهورى يمن و از مغرب به درياى سرخ محدود است. پادشاهى در عربستان موروثى است و شخص پادشاه بر وزيران رياست دارد. پايتخت عربستان رياض است و مراكز دينى اين كشور دو شهر مكه و مدينه‏اند. ساكنان عربستان مسلمانند اما در فروع، پيرو مذهب احمد بن محمد بن حنبل (م - 242) و در اصول اعتقاد، پيرو مكتب ابوالحسن اشعرى (م - 330) مى‏باشند. گروهى از آنان پيروان محمد بن عبدالوهاب‏اند. وى در شهر «عُيَيْنه» از بلاد نجد متولد شد. فقه حنبلى را از پدر خويش آموخت و سرانجام بر اثر خواندن كتاب‏هاى ابن تيميه (661 - 728) و شاگرد او ابن قيم (691 - 751) روش آنان را پذيرفت. اين دو در اصطلاح، معروف به ظاهرى هستند؛ يعنى بر ظاهر معناى قرآن و احاديث اعتماد مى‏كنند. محمد بن سعود سر سلسله خاندان سعودى، كه در دهكده درعيه (نزديك رياض فعلى) اقامه داشت، به وى گرويد و پس از او نيز پادشاهان ديگر از وى پيروى كردند. محمد بن عبدالوهاب و گرويدگان به وى، ساختن قبر و هر گونه نما روى قبرها را بدعت و كفر مى‏دانند و بدين‏

جهت آثار قبرهايى را كه در «بقيع»، «اُحُد»، «مكه» و ديگر جاها بود ويران كرده، قبرها را با زمين هموار ساختند. در عربستان سعودى پيروان ديگر مذاهب اسلامى نيز وجود دارند؛ و از جمله در مدينه، مكه و قطيف، اقليت شيعه زندگى مى‏كنند.

 مكه

‏ مكه ‏ام القرى و مركز ظهور دين اسلام است و گذشته از شرافت و قداستى كه از آغاز خلقت و به خصوص از زمان حضرت ابراهيمعليه السلام داشت، نخستين آيه‏هاى قرآن كريم نيز در آنجا بر رسول خداصلى الله عليه وآله فرود آمد. و نيز آنجا زادگاه آن حضرت و امير مؤمنانعليه السلام و فاطمه زهراعليها السلام است. مكه در ارتفاع 330 متر از سطح دريا قرار دارد و رشته كوه‏هاى متعددى آن را فرا گرفته است. فاصله مكه تا بندر جده حدود هشتاد كيلومتر و درجه حرارت آن در زمستان و تابستان ميان 18 تا 47 درجه بالاى صفر متغير است. هر چند اين شهر از هزاران سال پيش به قداست معروف بوده اما سراسر اين تاريخ جز آغاز و آخر آن به درستى روشن نيست. به فرموده قرآن كريم، نخستين كس ابراهيم بود كه خانواده خود را در اين سرزمين بى آب و

علف جاى داد تا اين كه در دوره‏هاى پس از آن، گروهى به نام «عماليق» بر آن مسلط شدند. در سده چهارم ميلادى بر اثر به هم خوردن اوضاع اجتماعى و اقتصادى جنوب عربستان، دسته‏هايى از مردم جنوب به ديگر نقاط شبه جزيره مهاجرت كردند. تيره‏اى كه به نام «جُرْهم» معروف بودند در مكه ساكن شدند و كار اداره شهر را به عهده گرفتند. پس از آنان تيره «خزاعه» بر آنجا سلطه يافتند و در آغاز سده ششم ميلادى قصى فرزند كلاب، جدّ اعلاى رسول خداصلى الله عليه وآله قريش را، كه در بيابان‏ها و دره‏هاى بيرون مكه مى‏زيستند، به شهر آورد و رياست مكه را در دست گرفت و «دار الندوه» را تأسيس كرد. دار الندوه نخستين و تنها مجلس مشاوره در سراسر عربستان بود. اين مجلس سپس منزلگاه خلفا و امرا گرديد، سپس اندك اندك بناى آن رو به ويرانى نهاد و سرانجام جزو مسجد گرديد و امروزه هيچ نشانى از آن نمانده است.

مسجد الحرام‏

 نام مسجدى است كه گرداگرد كعبه قرار دارد و قديمى‏ترين و معروفترين مسجد در تاريخ اسلام به شمار مى‏رود. تاريخ نشان مى‏دهد كه تا پس از رحلت رسول‏

گرامىصلى الله عليه وآله مردم خانه‏هاى خود را نزديك به خانه كعبه مى‏ساختند، سپس در دوران خلفا از آن جلوگيرى كرده و به تدريج بر مساحت مسجد افزودند؛ به شكلى كه هم اكنون حدود يكصد و هشتاد هزار متر مربع مساحت دارد. شصت و دو در بزرگ و كوچك براى آن ساخته‏اند؛ سه در اصلى و بزرگ آن به نام‏هاى «باب العمره»، «باب السلام» و «باب ملك عبد العزيز» معروف است و بر هر يك دو مناره به ارتفاع 92 متر با قاعده‏اى به ابعاد 7 * 7 متر قرار دارد و بر تارك هر مناره، هلالى به ارتفاع 6/5 متر از برنز طلاكارى است. هفتمين مناره مسجد بر در «باب الصفا» است. دو مناره بزرگ نيز كه هر يك به ارتفاع 89 متر است در ضلع غربى مسجد، در توسعه اخير بنا گرديده است كه بدين ترتيب تعداد آنها به نُه عدد رسيده است. مسجد با وسعت فعلى گنجايش حدود 820 هزار نمازگزار را دارد.

 خانه كعبه‏

 كعبه ساختمان چهار گوشه مسقفى است در داخل مسجد الحرام كه نماى ظاهرى آن را سنگ‏هاى مايل به رنگ خاكسترى تشكيل مى‏دهد و در تمام مدت سال، با

پرده‏اى سياه كه حاشيه فوقانى آن با نخ‏هاى طلايى قلاب دوزى شده، پوشيده است. بلندى خانه كعبه تقريباً 15 متر است. طول ضلع درِ كعبه، يعنى از ركن اسود تا ركن عراقى 68/11 متر طول ركن عراقى تا شامى؛ طرفى كه حجر اسماعيل در آن قرار دارد 9 متر و 90 سانتى متر طول ركن شامى تا ركن يمانى 04/12 متر و طول ركن يمانى تا ركن اسود 18/10 متر است. درِ خانه بر ضلع شرقى قرار دارد و بلندى آن از زمين دو متر است. و در تمام سال، جز هنگامى كه بخواهند داخل خانه را شستشو كنند، و يا ميهمانى بلند پايه از كشورهاى اسلامى داشته باشند بسته است.

 اركان كعبه

‏ هر يك از چهار ضلع خانه يا چهار ركن آن، به نامى موسوم است، ركن شمالى را «عراقى»، ركن غربى را «شامى»، ركن جنوبى را «يمانى» و ركن شرقى را «اسود» گويند. خانه كعبه مربع شكل و مسقف و داخل آن داراى سه ستون است. در بازسازى سال 1375 ه ش. ديوارهاى داخلى آن را تعمير و سنگ‏هاى جديد بر آن نصب كرده‏اند.

حجر الاسود

حجر الاسود كه در ركن شرقى است و به ارتفاع تقريبى يك و نيم متر از زمين قرار گرفته، سنگى است سياه مايل به سرخى و بيضى شكل به قطر سى سانتيمتر كه در آن نقطه‏هاى قرمز ديده مى‏شود و در پوششى از نقره قرار گرفته است.

ناودان

‏ ناودان بر بام خانه، ميان ركن عراقى تا شامى و بر فراز حجر اسماعيل واقع است. گويند آن را نخست حجاج بن يوسف نهاد تا باران بر بام خانه جمع نشود. در روايت آمده است كه دعا در زير ناودان كعبه مستجاب است.

حجر اسماعيل‏

 حجر اسماعيل ميان ركن شامى و عراقى و با ديواره‏اى به صورت نيم دايره، به ارتفاع 30/1 و عرض 50 سانتيمتر قرار دارد. گويند هاجر و اسماعيل و حدود 70 پيامبر در آنجا مدفون اند.

مُلْتَزَم

‏ آن قسمت از ديوار خانه، كه ميان حجر الأسود و درِ خانه كعبه واقع است را ملتزم نامند؛ زيرا حاجيان خود را موظف و ملزم مى‏دانند كه در آنجا دعا كنند.

مستجار

 مستجار در كنار ركن يمانى و در قسمت مقابل درِ كعبه واقع شده و آن زمان كه كعبه دو در داشته، درِ ديگر آن در اين محل بوده و سپس مسدود گرديده است و گويند همان جايى است كه براى فاطمه بنت اسد هنگام ولادت مولود كعبه، علىعليه السلام شكافته شد.

شاذروان

‏ برآمدگى كوتاهى را كه در اطراف ديوار كعبه - جز سمت حجر اسماعيل - وجود دارد «شاذروان» نامند.

مقام ابراهيم

‏ در فاصله حدود 13 مترى ديوار كعبه و در سمت حجر الاسود، بنايى با قبه‏اى كوچك و طلايى رنگ وجود دارد. درون آن سنگى است كه جاى پايى در آن ديده مى‏شود و آن‏منسوب به‏جاى پاى‏ابراهيمعليه السلام است. در گذشته، بر روى اين محل قبه‏اى بزرگ از آجر و سنگ و چوب بنا شده بود

كه اطراف آن را با آيات قرآن مزين كرده بودند و چون از فضاى مطاف مى‏كاست در سال 1385 ه . ق. به دستور دولت سعودى تخريب و به جاى آن ضريحى كوچك به شكل كنونى ساخته شد.

 پرده كعبه

‏ بر روى كعبه پوششى است سياه رنگ كه آن را «كسوه» و يا «پرده كعبه» مى‏نامند. نخستين كسى كه خانه كعبه را پرده پوشانيد به قولى «تُبع حميرى» پادشاه يمن بود. اميرمؤمنان على بن ابى طالبعليه السلام نيز همه ساله از عراق براى كعبه پرده‏اى مى‏فرستاد. چون مهدى عباسى به خلافت رسيد خادمان كعبه از انبوهى پرده‏ها بر روى كعبه شكايت كردند و گفتند بيم آن مى‏رود كه خانه صدمه ببيند. مهدى دستور داد پرده‏ها را بردارند و تنها يك پرده بر آن بگذارند و سالى يك بار آن را عوض كنند اين سنت تا به امروز ادامه دارد. و بر آن آيه‏هايى از قرآن كريم قلاب دوزى شده است.

زمزم‏

هنگامى كه ابراهيم همسرش هاجر و اسماعيل را به مكه‏ آورد و كنار كعبه سكونت داد، اسماعيل به شدت تشنه شد و مادر به دنبال آب ميان صفا و مروه دويد و سرانجام جبرئيل بال و يا پاشنه پاى خود را بر زمين كوفت و زمزم جوشيد، پس از مدتى آثار چاه از ميان رفت تا آن كه عبدالمطلب بار ديگر آن را حفر نمود و از آن زمان تا كنون حاجيان از اين آب بهره‏مند مى‏شوند. در توسعه اخير سالن‏هاى جداگانه‏اى براى زنان و مردان، در طبقه زيرزمين مطاف، در كنار چاه ساخته شده و زائران از شيرهاى آبى كه در آنجا نصب شده و نيز از ظرف‏هاى ويژه‏اى كه در نقاط مختلف مسجد الحرام از آب زمزم پر مى‏شود استفاده مى‏كنند.

صفا و مروه‏

صفا و مروه نام دو كوهى است كه در مسعى قرار دارد و در موسم حج، حاجيان هفت بار فاصله ميان آن دو را طى مى‏كنند. با افزايشى كه در مساحت مسجد الحرام صورت گرفته، مسعى و مسجد الحرام به هم متصل شده است. طول آن 5/394 و عرض آن 20 متر است و ارتفاع طبقه اول 12 و طبقه دوم 9 متر مى‏باشد. هم اكنون قسمتى از كوه صفا باقى مانده ولى بخش عمده‏اى از كوه مروه در سال‏

1374 شمسى با هدف گسترش محل، برداشته شده و تنها بخشى از كوه در محل دور زدن زير پاى سعى كنندگان باقى مانده است. مسعى مجموعاً 18 در دارد.

حِرا

 در شمال مكه كوهى است بلند، مشرف بر منا به نام كوه نور كه در دامنه جنوبى‏اش به فاصله 160 مترى از قله آن، غارى است به نام «حرا» و يكى از مكان‏هاى مقدس شهر مكه است. حضرت محمدصلى الله عليه وآله پيش از بعثت، در آنجا با خدا خلوت مى‏كرد و نخستين آيه‏هاى قرآن در آنجا بر پيامبر نازل شد.

زادگاه رسول خداصلى الله عليه وآله

‏ رسول خداصلى الله عليه وآله در خانه‏اى، در شعب ابى طالب چشم به جهان گشود. چون آن حضرت از مكه به مدينه هجرت كرد، عقيل آن خانه را گرفت و سپس به محمد بن يوسف ثقفى فروخت، سپس خيزران مادر هارون، آن را مسجد كرد تا مردم در آن نماز بگزارند. در سال 1009 ه . ق. سلطان محمد پسر سلطان مراد آن را از نو عمارت كرد و براى آن قبه و مناره ساخت و مؤذن و

خادم و امام جماعت گمارد. آن جا اكنون كتابخانه عمومى شهر مكه است.

دار ارقم

‏ اين همان منزلى است كه پيامبرصلى الله عليه وآله و مسلمانان نخستين، در آغاز اسلام، پنهانى در آنجا جمع مى‏شدند و خدا را عبادت مى‏كردند. دار ارقم نزديك صفا و خارج مسجد الحرام بوده است. سپس در آن جا كتابخانه‏اى ساختند كه در سال 1395 ه . ق. ويران شد. و در توسعه‏اى كه در زمان سعود بن عبدالعزيز صورت گرفت، داخل مسجد گرديد.

 غار ثور

 كوه ثور در سه كيلومترى جنوب شهر مكه و در جنوب منطقه‏اى به نام «مسفله» قرار دارد كه غار ثور بر روى آن واقع است. اين غار به ثور بن عبد مناف منسوب بوده و پيامبرصلى الله عليه وآله هنگام هجرت به طرف مدينه، سه شبانه روز در آن پنهان شدند و خداوند با بستن تار عنكبوت بر دهانه غار، آن حضرت را از شر مشركان نگاه داشت و پس از رفع خطر به مدينه هجرت كرد.

شعب ابى طالب‏

شعب ابى طالب، يا شعب على، جايى است كه مشركان مكه پيامبرصلى الله عليه وآله و بنى هاشم را حدود سه سال در آنجا محصور كردند و مردم را از ديدار و معامله با آنان منع نمودند. اين دره به سوى كوه ابوقبيس سرازير است و همان جايى است كه كتابخانه مكه - هم اكنون - در آن جاست و در كنار مسجد الحرام واقع است.

عرفات‏

 صحرايى است، در شرق مكه اندكى متمايل به جنوب در فاصله بيست و يك كيلومترى، بر سر راه طائف. گفته‏ اند در آنجا آدم و حوا با هم آشنا شدند. در جهت شمالى اين دشت كوهى است كه آن را جبل الرحمه يا جبل عرفات نامند. صحراى عرفات در اين سال‏ها درختكارى شده و هر حاجى بايد از ظهر روز نهم ذوالحجه تا غروب شرعى آن روز، در اين صحرا به قصد قربت وقوف نمايد.

مشعر الحرام‏

مشعر يا مزدلفه جايى است كه حاجيان پس از عرفات‏ بدان جا مى‏روند و تا سر زدن آفتاب در آن مى‏مانند. مشعر ميان دو تنگناى عرفه از يك سو و محسِّر از سوى ديگر واقع شده است.

منا

 دره‏اى است به عرض تقريباً پانصد متر و طول حدود سه كيلومتر و نيم كه حاجيان بايد از طلوع خورشيد روز دهم تا ظهر روز دوازدهم - جز ساعاتى كه اجازه داده شده - آنجا را ترك نكنند و در آن مكان بمانند. آن جا را «مُنى»، «مَنى‏» و «مِنى‏» هر سه خوانده‏اند و براى هر يك وجه تسميه‏اى نيز ذكر كرده‏ اند.

 جمرات‏

 جمع جمره، به معناى توده‏اى از سنگ است. جمره‏هاى سه گانه، در منا و نزديك به مكه است. نوشته‏اند در اينجا بود كه آدم شيطان را كه در پى وى مى‏رفت با افكندن سنگ ريزه از خود راند. و حاجيان با تأسى به آن حضرت و به عنوان يك واجب دينى، روزهاى 10 تا 12 به طرف ستون‏هاى سنگى هر يك از جمره‏ها سنگ پرتاب مى‏كنند.

مساجد مكه

‏ مسجد تنعيم

‏ اين مسجد نزديك‏ترين مسجد به حدود حرم، و در راه مدينه واقع است كه غالباً براى عمره مفرده از اين مسجد محرم مى‏شوند.

مسجد جن

‏ اين مسجد در پايين كوه حجون، به سمت حرم، حدود 50 متر پس از پل حجون و نزديك قبرستان ابوطالب واقع است. سبب ناميده شدن آن به جن، آن است كه سوره مبارك جن در اين مكان بر پيامبرصلى الله عليه وآله نازل شد. نام ديگر آن مسجد الحرس است.

 مسجد خَيف

‏ مسجد خيف بزرگ‏ترين مسجد منا است و در سمت جنوبى و بر جانب چپ كسى است كه از سوى عرفات به منا مى‏آيد. گويند رسول خداصلى الله عليه وآله در حجة الوداع خيمه خود را در اين مكان زد و در جايى كه محراب مسجد است، پنج نماز، از نماز ظهر تا نماز صبح خواند.

معتمد عباسى به سال 256، محمد بن على اصفهانى به سال 559، ابن مرجانى به سال 720، قايتباى به سال 874، سلطان محمد قزلويه به سال 1072 و سليمان آغا از جانب سلطان محمد به سال 1092 هر يك تعميراتى در آن انجام داده‏اند. و در سال‏هاى اخير بناى قديمى ويران و مسجد زيبا، با گنجايشى وسيع در آن مكان، ساخته شده است. اين مسجد تنها در ايام منا باز است و متأسفانه اجتماع افراد بى سرپناه در آنجا مانع از حضور زائران - جز در اوقات نماز - مى‏شود و به سختى مى‏توان در آنجا نماز گزارد.

قبرستان ابوطالب‏

 محوطه وسيعى است كه در كنار پل حجون قرار دارد و اكنون گورستان مردم مكه است. در گذشته به نام «شِعب ابى دُب» معروف بوده و عبدمناف، عبدالمطلب، ابوطالب، خديجه كبرىعليها السلام و تعداد زيادى از صحابه، تابعين و علما در آنجا مدفون اند. برخى به غلط گمان كرده‏اند شعب ابى طالب اين‏جاست. نام اين قبرستان، مَعلاة است ولى در ميان ايرانيان به قبرستان ابوطالب شهرت دارد.

  پنجشنبه نوزدهم مرداد 1385ساعت 11:23     


 
027132.jpg
بارها چشمم به پلاكاردهايي مي افتد كه بازگشت كسي را از سفر حج خوشامد مي گويند. تازه ترينش را همين امروز ديدم كه با «لبيك، اللهم لبيك» سبز خوش رنگي شروع مي شد. دو، سه هفته قبل هم يكي از دوستان نوجوان دبيرستاني از سفر حج عمره آمده بود و كلي حرف براي گفتن داشت.
شنيده ام وقتي آدم به مسجد الحرام مي رسد، چشم كه از سنگ هاي مرمر سفيد برمي دارد و به خانه كعبه با آن پوشش مشكي زيبا نگاه مي كند، بي اختيار گريه اش مي گيرد. و گاهي، بي آن كه آنجا رفته باشم، توي عكس يا توي برنامه هاي تلويزيوني كه چشمم به آن پوشش يكدست مشكي مي افتد، دلم تنگ مي شود و بغض مي كنم.
هميشه دلم مي خواست بدانم اين پوشش از كي بر تن خانه كعبه رفته؟ چرا رنگ مشكي انتخاب شده؟ اصلاً اين پوشش چه طور آماده مي شود؟ چه كساني براي تهيه آن كار مي كنند؟ چند وقت به چند وقت پيراهن خانه خدا نو مي شود؟ و...
تاريخ پوشش كعبه
هيچ كس با اطمينان يادش نيست كه اول بار چه كسي پوششي بر تن خانه كعبه پوشاند. بعضي ها معتقدند حضرت اسماعيل(ع) نخستين فرد بود و برخي هم، از كسان ديگر نام مي برند. اما كمي كه نزديك تر بياييم، ظاهراً حافظه تاريخ قوي مي شود. درباره سال ۲۲۰ قبل از هجرت پيامبر اكرم(ص) ديگر چندان ترديدي نيست. در اين سال، شاه «تبع» حميري، پادشاه يمن، به قصد ويران كردن مسجد الحرام و خانه كعبه به راه افتاد. او مي خواست خانه خدا را ويران كند تا كاروان هاي بازرگانان كه از هند و شام مي رسند، به جاي رفتن به مكه، به سرزمين او بروند.
او بين راه، سخت بيمار و زمين گير شد و به راهنمايي يكي از عرب هاي بيابانگرد، براي خانه كعبه نذري كرد و شفا گرفت. به همين خاطر، او كه آمده بود تا اين خانه را ويران كند،  براي آن دري ساخت با كليد و قفل و پوششي بر آن پوشاند.
اين شاه يمني ابتدا خانه را با پوششي از برگ درخت نخل پوشاند و بعد پارچه اي يمني روي آن كشيد و آخر سر با پارچه اي نرم و نازك و لطيف آن را پوشاند.
جانشينان تبع دنباله كار او را گرفتند و سال ها پوشش خانه كعبه را آماده مي كردند. آنها خانه خدا را با پارچه هاي يمني قرمز راه راه مي پوشاندند.
در دوره «قصي بن كلاب» - يكي از نياكان پيامبر(ص)- قبيله قريش مسئوليت تهيه پوشش خانه را برعهده گرفت تا اين كه يكي از ثروتمندان بزرگ مكه به نام «ابوربيعه مخزومي» بخشي از اين وظيفه را پذيرفت. از آن زمان، يك سال او پوشش خانه كعبه را تدارك مي ديد و سال ديگر قريش اين كار را به انجام مي رساند.
اما گاهي هم افراد به صورت موردي پوشش خانه را تهيه مي كردند. اولين زني كه در دوره جاهليت اين كار را كرد، مادر عباس- عموي پيامبر(ص)- بود. او حاجتي داشت، نذر كرده بود و حاجتش را كه گرفت، پوشش خانه كعبه را تهيه كرد.
پوشش كعبه در دوره اسلام
پيامبر اسلام (ص) تا فتح مكه نتوانست جامه اي بر تن خانه خدا بپوشاند. اما بالاخره در سال هشتم هجري، آن حضرت پوششي از پارچه هاي يمني براي كعبه تهيه كرد و از آن پس، خليفه ها كارش را ادامه دادند و گاه جامه اي از پارچه هاي يمني و گاه از پارچه هاي سفيد مصري بر تن خانه كعبه پوشاندند. خليفه ها و پادشاهان مسلمان، در دوره هاي مختلف، اين كار را وظيفه و افتخاري بزرگ تلقي مي كردند.
كم كم پارچه هاي حرير هم بر تن خانه كعبه پوشانده شد و مدتي، دوبار در سال جامه خانه نو مي شد. اما تا سال ۱۶۰ هجري، هر پوششي كه تهيه مي شد بر روي پوشش قبلي قرار مي گرفت و اين جامه ها چنان سنگين شده بود كه بيم آن مي رفت كه سنگيني پارچه ها به خانه صدمه بزند. از آن سال قرار شد فقط يك پوشش بر تن خانه كعبه بماند.
در دوره مأمون، يك بار در هشتم ذي الحجه پوششي از پارچه ابريشم سرخ بر خانه كعبه پوشانده مي شد و بار ديگر اول ماه مبارك رمضان، پارچه سفيد مصري تا اين كه در زمان «الناصر» - از خليفه هاي عباسي- رنگ پوشش خانه سبز شد و سپس مشكي و از آن تاريخ تاكنون مشكي مانده است.
027135.jpg
قرن ها مصر افتخار بافت پارچه مخصوص پوشش خانه كعبه را داشت. ابتدا اين پارچه در شهرهاي مختلف بافته مي شد، اما در سال ۱۲۳۳ هجري قمري، كارگاهي براي اين كار در يكي از محله هاي مهم قاهره تأسيس شد كه هنوز هم پابرجاست و آخرين پوشش خانه كعبه كه در آن كارگاه بافته شده، در آن جا نگهداري مي شود.
اين كارگاه تا سال ۱۳۸۲ قمري به كار بافت پارچه هاي پوشش خانه خدا ادامه داد. در اين سال، دولت عربستان سعودي كارگاهي ويژه در مكه تأسيس و بافندگان ماهر و هنرمندان مختلف را به كار در آن كارگاه دعوت كرد.
برقع در خانه
پرده در خانه كعبه را «برقع» مي گويند. اين پرده را بار اول در سال ۸۱۰ قمري نصب كردند؛ پرده اي كه از ابريشم مشكي تهيه مي شود. بر اين پرده با نخ هاي زرين آيه هاي قرآن كريم نگاشته و تزيين مي شود و رشته هاي نقره آب كاري شده با طلا، حاشيه نوشته ها را پر مي كنند.
***
وزن پوشش خانه كعبه ۶۵۰ كيلوگرم است و ارتفاعش ۱۴ متر و عرضش ۴۷ متر. قسمت بالاي پوشش با آيه هاي قرآن كريم كه با نخ هاي نقره اي آب كاري شده با طلا و به خط ثلث نوشته شده و با نقش و نگارهاي هنر اسلامي زينت
داده مي شود.
بر پرده در خانه خدا نيز از سه جهت سوره حمد (فاتحه) نوشته شده است. علاوه بر آن، جمله هايي مثل «الله ربي» ، «الله حسيبي» و... يا برخي از آيه هاي كتاب خدا به شكلي هنرمندانه و با رنگ هاي طلا و نقره بر پارچه ابريشم مشكي جلوه گري مي كند.
مجله دوچرخه
 پنجشنبه نوزدهم مرداد 1385ساعت 11:19 

طـواف كعبه

(دومين عملِ عمره تمتّع)

كسى كه براى انجام عمره تمتّع محرم شده و وارد مكّه مى شود، بايد به نيّت طواف، هفت مرتبه به دور خانه كعبه كه در مسجدالحرام است بگردد.

احكام طواف

1 ـ طواف را بايد از مقابل گوشه اى از كعبه كه حَجرُالاَْسْوَد(1)در آن است آغاز كند و در همان جا به پايان ببرد.(2)

2 ـ خانه كعبه، در حال طواف بايد در طرف چپ طواف كننده باشد، بنابراين اگر در حال حركت رو به كعبه باشد، يا عقب عقب برود صحيح نيست.

3 ـ انسان بايد همانطورى كه همه مسلمانان طواف مى كنند ـ بدون دقّتهاى اهل وسوسه ـ طواف را از مقابل حجرالاسود شروع كند و ادامه دهد و ايستادن مقابل حجرالاسود در هر دور لازم نيست.

4 ـ طواف كننده بايد به دور «حِجْرِ اسماعيل» (3) هم بگردد، يعنى در هنگام طواف، داخل «حِجر» نرود.(۴)

مقام ابراهيم ، حجر اسماعيل ، محدوده استحبابي طواف

5 براى مطاف حدى وجود ندارد و تا هر جاى مسجد الحرام كه طواف در آن طواف كعبه صدق كند ، طواف مجزى است ، بلى مستحب است كه اگر اضطرار و ازدحام نباشد فى ما بين كعبه و مقام ابراهيم انجام دهد .

6 ـ اگر انسان بر اثر بيمارى يا پيرى يا زيادى جمعيّت نتواند در اين محدوده طواف كند، طواف در خارج اين حدّ اشكال ندارد.

7 ـ طواف كننده بايد با طهارت طواف كند يعنى با وضو باشد و غسلى برعهده او نباشد و نيز بدن و لباس وى پاك باشد، همانگونه كه نماز مى خواند.


(1) - سنگى است بيضى شكل و سياه رنگ، كه در گوشه شرقى ديوار كعبه، با ارتفاع 5/1 متر از سطح مسجد نصب شده است.
(2) - هم اكنون از مقابل حجرالاسود تا آخر صحن مسجدالحرام خط سياهى كشيده شده است كه افراد مى توانند هنگام رسيدن به همان خط، طواف را آغاز و به همانجا ختم كنند.
(3) - حجر اسماعيل: فضايى است بين كعبه و ديوارى نيم دايره به عرض حدود 10 متر كه از زاويه شمالى تا زاويه غربى كعبه امتداد دارد. هرگاه باران بر بام كعبه ببارد، از ناودان رحمت در اين فضا مى ريزد، اينجا مدفن حضرت اسماعيل (عليه السلام) و مادرش هاجر و پيامبران بسيارى مى باشد.
(3) - وبلاگ سرزمین عشق .....مکه

                                

    img/daneshnameh_up/4/47/Makeh27.jpg

 

 

شهر دوم (مدینه) : روزهای شیرین و طلایی :

 

صحن مسجدالنبي در مدينه منوره

منبر ژیامبر در مسجد النبی :

منبر پيامبر  اعظم (ص) در مسجدالنبي

 

تفاوت دو محیط
شرایط زندگی در مدینه کاملاً با مکه متفاوت بود، و این تفاوتها و دوگانگی را می توان با این کیفیت بیان کرد:
1 ـ پیامبر در مکه با مشرکان رو در رو بود، و روی سخن او با کسانی بود که از پرستش خدا روی برتافته و بتان را می پرستیدند و بر پرسش آنها اصرار می ورزیدند، از این جهت غالباً آیات مربوط به الهیات و معارف در مکه نازل شده است، در حالی که اطراف او را در مدینه جوانان مسلمان پرشور انصار گرفته، و سایه به سایه ی او حرکت می کردند و منتظر دستورها و وظایف الهی بودند، از این جهت غالب آیات مربوط به دستورات حیات بخش در مدینه فرود آمده است.

2 ـ در مکه گروه انگشت شماری به وی گرویده، و افراد مؤمن، پیوسته تحت فشار مشرکان بودند، و گاهی درجه ی فشار به اندازه ای بود که آنان را به ترک دیار مجبور می نمود، و زندگی در « حبشه » را بر زندگی در میان اقوام خویش ترجیح می دادند، در چنین محیط پر از اختناق و فشار، با کمی یار و یاور، سخن از دفاع و قتال و جهاد، مفهومی نداشت، در حالی که شرایط در مدینه، درست برعکس بود، پس از ورود به مدینه، مردم شهر و حومه ی آن، گروه گروه به اسلام گرویده و موج فزاینده ای از اسلام، سرزمینهای اطراف مدینه را فراگرفت، و به پیامبر قدرت بخشید که از دفاع و جهاد سخن بگوید، از این جهت تمام آیات مربوط به « جهاد » در مدینه فرود آمده است.

3 ـ اکثریت مردم عربستان را گروه بت پرست تشکیل می داد، ولی در عین حال اقلیت قابل ملاحظه ای از اهل کتاب در مدینه و حومه ی آن می زیستند، مرکز یهودان در شبه جزیره، « مدینه » و « خیبر » متمرکز بودند و به خاطر آشنایی این دو گروه با کتابهای آسمانی، میان آنان و پیامبر مناظرات گسترده ای رخ داد که قسمت مهم وقت پیامبر گرامی « ص » را گرفت و در این مورد آیاتی نیز فرود آمده است.

4 ـ نفاق و دو رویی از خصایص محیطی است که قدرتی بر آن سایه افکند، و گروه مخالف به خاطر ترس از آن، به ظاهر ابراز ایمان و همکاری نمایند، ولی در آنجا جریان کاملاً معکوس بود، و مسلمانان اقلیت و مشرکان اکثریت را تشکیل می دادند در حالی که در مدینه، قدرت، قدرت اسلام بود، و افراد مخالف کاملاً در اقلیت بودند، و این گروه در لجن بت پرستی فرو رفته، ولی به عللی تظاهر به اسلام می کردند، از این جهت بخش مهمی از زندگی ده ساله ی پیامبر « ص » را در مدینه، حادثه آفرینهای منافقان تشکیل می دهد، و اگر مجموع آیات مربوط به منافقان را در یک جا گرد آوریم شاید از دو جزء قرآن تجاوز کند.

5 ـ دعوت سران قبایل و شخصیتهای جهان و پادشاهان از لوازم تشکیل دولت اسلامی در مدینه است. از این جهت پیامبر «ص» در مدینه نامه هایی به اطراف و اکناف جهان فرستاد، و سران و شخصیتها را به آیین توحید دعوت نمود، و در هر زمان تحت شرایطی با سران قبایل قراردادهایی امضا کرد و حضور خود را در شبه جزیره بلکه در سطح جهان اعلام نمود، در حالی که شرایط در مکه، اجازه ی چنین تحرکات و تلاشهایی را برای او نمی داد. به خاطر شرایط مختلف و گوناگونی که بر این دو محیط حکومت می کرد، گروهی بر آن شدند که آیات مکی و مدنی را از طریق آهنگ مضمون آیه دقت نمایند و از شیوه ی تطابق مضمون با یکی از دو محیط، مکی و مدنی بودن آن را تعیین کنند از این جهت، آیات مربوط به مبارزه با شرک و بت پرستی مکی خواهد بود و آیات مربوط به جهاد و قتال و دفاع از سرزمین اسلامی، و آیات بیانگر وظایف و احکام عملی، مدنی می باشد و اگر این شیوه صد در صد یک مقیاس کلی و ضابطه ی عمومی نباشد می تواند در غالب موارد راهگشا باشد .

 

 وقایع هجرت حضرت محمد مصطفي (ص)  

هجرت پیامبر اعظم به مدینه سرآغاز مبدأ تاریخ اسلام گردید و موجبات نفوذ اسلام در سراسر شبه جزیره و جهان را فراهم آورد.

برای آگاهی از داستان هجرت می توانید رجوع کنید به:

_________________________________________________

9. کتاب: درسهایی از تاریخ تحلیلی اسلام - فراهم شدن مقدمات هجرت به مدینه

11. کتاب: درسهایی از تاریخ تحلیلی اسلام - تصمیم هجرت به مدینه

13. کتاب: درسهایی از تاریخ تحلیلی اسلام - هجرت رسول خدا

15. کتاب: بامداد اسلام - پیغمبر در مدینه

 

 ۳ - شهر سوم (نجف) : روزهایی همراه با نفاق و دورویی

 

علی امیرالمومنین در روز غدیر به امامت رسید و تمام مردم با نام یا امیرالمومنین با ایشان در حظور ژیامبر اعظم (صلوات الله علیه واله) بیعت کردند .

علی چون دور درخشان بر انگشتر نبوت بود و پیامبر بر اساس وحی ایشان را به امت خود امیر قرار داد .

 
 

کتاب فضل تو را آب بحر کافی نیست

   
   

که تر کنند سر انگشت و صفحه بشمارند

 

بخشی از فضائل حضرت علی(علیه السلام)

  1. ازدواج آسمانی

ازدواج حضرت علی(ع) با حضرت فاطمه(ع) به فرمان خداوند، از امتیازاتی است که رسول اکرم(ص) بر آن مباهات می کرد. در این پیوند پر میمنت، فرشتگان آسمان در سرور و شادمانی، و بهشتیان به زینت و زیور آراسته شده بودند.

  1. خطبۀ خلافت

خلافت (ظاهری) حضرت علی(ع) با ایراد اولین خطبه در مسجد مدینه پس از بیست و پنج سال سکوت آغاز شد.

  1. بخشش انگشتر

حضرت علی(ع) در رکوع نماز انگشتر خویش را به سائل عطا فرمودند و جبرئیل این پیام را آورد:

ای محمد! بخوان: سرپرست شما فقط خدا و رسول اوست و کسانیکه با ایمان به خدا نماز به پا داشته و در حال رکوع صدقه دادند. (مائده: 55)

  1. حدیث بساط

رویداد سیر فضائی حضرت علی(ع) همچون سلیمان پیغمبر در بساط با جمعی از مدینه تا غار اصحاب کهف از فضائلی است که داستان شگفت انگیز آن در کتب فریقین آمده است.

  1. عقد اخوّت

پیمان برادری رسول اکرم(ص) با امیر مؤمنان را مورّخین چنین آورده اند: با نزول آیۀ اخوّت(حجرات: 10) پیامبر عدّه ای از اصحاب را بنا بر درجۀ ایشان با یکدیگر برادر خواند و حضرت علی(ع) را برای خود نگه داشت و دست او را بلند نموده و فرمود: «هذا اخی فی الدنیا و الآخره.» این برادر من در دنیا و آخرت است.

  1. آیۀ مباهله

جریان مباهله با نصارای نجران رخدادی عظیم در تاریخ اسلام است. قرآن کریم در این باره می فرماید: «بیائید تا بخوانیم فرزندان و زنان و نفسهایمان را با یکدیگر»(آل عمران: 59) همراهی علی(ع) با پیامبر(ص) در این مباهله نهایت فضل و رتبۀ ایشان را می رساند. زیرا خداوند او را نفس و جان پیغمبر معرفی می کند.

  1. نزول آیۀ هل اتی

حضرت علی(ع) با سه روز روزه گرفتنف غذای خود را به مسکین و یتیم و اسیر بخشید و با آب افطار نمود، و به افتخار این ایثار، جبرئیل با ابلاغ تهنیت بر چنین اهل بیتی سورۀ هل اتی (انسان) را در شأن آن حضرت بر پیامبر نازل کرد.

جايگاه علي عليه السلام درهستي

معرفت و شناخت كامل شخصيت والاي اميرالمؤمنين علي (ع) و جايگاه او در جهان هستي در حد بشر نيست چه رسول اكرم (ص) خطاب به مولا مي فرمايد :

يا علي لا يعرفك الاّّّ الله و انا

اي علي! تو را هيچكس نشناخت جز خدا و من

درابتداي خلقت، معمار آفرينش، زمين و خورشيد و ماه و بر و بحر اعلام كرد كه آفرينش شما، آفرينش همه چيز، به طفيل محبت پنج نور مقدس است.

يا ملائكتي و سكان سماواتي اعلموا اني ما خلقت سماء مبنيه و لا ارضا محديه و لا قمرا منيرا و لا شمسا مضيئه

و لا فلكا يدور و لا بحرا يجري و لا فلكا يسري الا في محبه هؤلاء الخمسه.

 

آفرينش بر محبت اينان رقم خورد و عرصه هستي به حب ولايت آنان از عدم شكل گرفت. اگر علي (ع) نبود، آفرينش به تكوينش نمي ارزيد . نوروجود علي (ع) ، مصباح پايگاه آفرينش شد وهستي اول با وجود او شكل گرفت. هدفنامه وجود را نيز به وجود او پيوند زدند.

لو لا كلما خلقت الا فلاك و لو لا علي لما خلقتك...

در زيارتنامه مولي در روز غدير علي (ع) را ندا مي دهيم :

السلامٌَُُُ عليكُُ ايها النبأ العظيم، الذي هم فيه مختلفون

سلام برتو اي خبر بزرگ عالم! خبر بزرگ هستي. پس علي (ع) راز بزرگ خلقت است! اما در او اختلاف كردند. اين بود كه اول مظلوم عالم هم ″علي″ نام گرفت.

روزي پيامبر اكرم (ص) در جمع صحابه بودند و جبرئيل، ملك مقرب الهي هم به شكل انساني در آن جمع حاضر بود. پيامبر به جبرائيل رو كردند و با اشاره به اميرالمؤمنين علي (ع) فرمودند: آيا او را مي شناسي؟ عرض كرد: چگونه او را نشناسم كه او در عرش مرا معلم بود و شيوه عبوديت الهي را به من تعليم فرمود. تو به آدم وقتي كه از بهشت قرب رانده شد و به زمين فراق هبوط كرد، با ذكر نام علي (ع) و اهل بيت او به درگاه الهي پذيرفته شد. نوح نام او را بر كشتي خويش حك كردو لنگرگاه كشتي اش را مسجد كوفه قرار داد. خداوند در شب معراج با حبيب خويش با صوت علي (ع) سخن گفت. قرآن كريم، علي (ع) را به منزله نقش پيامبر دانست.

فقل تعالوا ندع ابناء نا و ابناءكم و نساءنا و نساءكم و انفسنا و انفسكم (آل عمران 61)

پيامبر فرمودند: من و علي از يك درختيم (انا و علي من ش جره واحده) و باز فرموده:   (انت مني بمنزله هارون من موسي) و نيز: (انا مدينه العلم و علي بابها) همانا من شهر علمم و علي در آن است. و خطاب به مولي فرمود: (انت اخي و وصيي و وارثي) تو برادر من و وصي و وارث مني. در فرازي از دعاي ندبه  پيامبر خطاب به علي مي فرمايد (لو لا انت يا علي لم يعرف المؤمنون بعدي) اي علي اگر تو نبودي مردم پس از من مؤمنان را نمي شناختند.

در زيارت مطلقه مي خوانيم ((السالم علي ميزان الاعمال)) علي ميزان و معيار اعمال است. امام صادق (ع) در زيارت جدش عرضه مي دارد درود بر تقسيم كننده بهشت و جهنم، درود بر نعمت الهي بر نيكان :

((السلام علي قسيم الجنه و النار السلام علي نعمه الله علي الابرار))

محبت علي عامل رسيدن به كمال

در دواير مختلف هستي،‌هر شعاعي به دور محوري مي چرخد و هر پديده اي حول قطب وجودي كه وابسته به اوست، دور مي زند. امام معصوم محور هستي، قطب عالم وجود، تكيه گاه آفرينش، واسطه فيض الهي به جهان هستي و نگهدارنده كائنات باذن الله است. در اين راستا، محبت و ولايت علي (ع) مربي همه موجودات، هدايتگر آنان به سوي كمال و سبب دوام و قوام تمامي پديده ها از جمال تا انسان است. پيامبر خدا (ص) در اين رابطه بيان زيبايي مي فرمايد:

 

                                   حبًٌ عليٍٍٍّ حسنه لا تضرمعها سيئهًٌ      (بحار ج 9 ص 401)

محبت علي (ع) حسنه اي است كه با وجود آن هيچ گناهي به انسان صدمه نمي رساند.

بر اين معنا اگر محبت علي (ع) كه نمونه كامل انسانيت و طاعت و  عبوديت و اخلاق است از روي صدق و راستي باشد، مانع ارتكاب گناه مي گردد. مانند واكسني كه مصونيت ايجاد مي كند و نمي گذارد بيماري در شخص ″واكسينه شده″ راه يابد. محبت پيشوايي مانند علي (ع) كه نمونه تقوا و پرهيزكاري است آدمي راشيفته رفتار علي (ع) مي كند. فكر گناه را از سر او بدر مي برد، البته به شرطي كه محبتش صادقانه باشد . كسي كه علي (ع) را بشناسد، تقواي او را بشناسد، سوزوگداز عارفانه او را، ناله هاي نيمه شبهايش را و ساده زيستي و كار و تلاش همه جانبه اش را بداند، محال است به خلاف فرمان او كه هميشه امر به تقوي و درستي مي كرد عمل كند. يعني هر محبي به خواسته محبوبش احترام مي گذارد و فرمان او را گرامي مي دارد. فرمانبرداري از محبوب لازمه محبت صادق است. 

پس محب واقعي علي ، واله و حيران علي و عاشق و جانباز علي، رهرو راستين علي است.

 

جواني علي عليه السلام الگويي براي جوانان

- مي گويند بايد از حضرت علي (ع) الگو بگيريم!‌ اما چگونه؟!... من يك جوان هستم! يك جوان با خصوصيات خاص دوران جواني! يك جوان با شور و نشاط خاص اين دوران كه به خنده و تفريح، به شور و احساسات نياز دارد و به الگويي كه مرا به شور آورد!

- با تمام اين حرفها، باز هم بهترين الگو براي تو و براي همه،‌مولاي متقيان است: و بخصوص جواني شان!

- جواني حضرت علي (ع) ؟!

الگو گرفتن يك الگو

- بله ! خود اميرالمؤمنين هم در جواني شان، الگو داشته اند. الگويشان هم پيامبر بوده است. علي (ع) از شش سالگي همراه و همراز پيامبر و در خانه ايشان زندگي مي كرده اند و در همه امور زندگي شان، حتي جزيي ترين مسائل هم به پيامبر اقتدا مي نمودند. يعني خود ايشان هم از يك انسان كامل و والاي ديگر، الگو مي گرفته اند.

- اما چگونه ؟!

- پيامبر اكرم (ص) و علي (ع) همواره با هم بودند، از هنگام عبادت و خلوت در غار حرا گرفته تا مراحل مختلف دعوت خويشان، دعوت عمومي در خانه خدا و حتي سفرهاي تبليغي پيامبر. علي (ع) هميشه اول صبح به ديدار پيامبر مي رفت و آنگاه يكديگر را شاداب ودر آغوش مي كشيدند و احوال هم را مي پرسيدند. آندو بزرگوار اوقات زيادي از شبانه روز را در كنار هم به كار و تلاش مي پرداختند و گاه علي (ع) خالصانه عرق از پيشاني پيامبر (ص) پاك مي كرد و ا يشان نيز صميمانه از او تشكر مي نمود.

علي (ع) خود در اين باره مي فرمايند : ((پيامبر (ص) مرا در دامن خود پروريد. من كودك بودم، پيامبر مرا چون فرزند خود در آغوش گرمش مي فشرد و در استراحتگاه مخصوص خود جاي مي داد... هرگز نيافت كه من دروغي بگويم و در كردار من اشتباهي رخ دهد. من همچون بچه شتري تازه كه پيوسته به دنبال مادرش هست، به دنبال او مي رفتم. او هر روز نكته هاي تازه اي از اخلاق را براي من آشكار مي ساخت. و مرا فرمان ميداد كه در خط او حركت كنم. آن حضرت مدتي از سال در كوه حرا به سر مي برد و كسي جز من او را نمي ديد... من نور وحي و رسالت را ميديدم و بوي خوش ودل انگيز نبوت را احساس مي كردم.. موقعيتي كه من در محضر رسول الله داشتم براي هيچ كس نبود.))

- بسيار خوب!‌ تمام اين حرفها درست! اما حضرت علي، پيامبر را مي ديده اند، وجودشان را لمس مي كرده و به ايشان اقتدا مي كرده اند اما من چه؟! من كه حضرت علي را نمي بينم، چگونه         مي توانم از ايشان الگو بگيريم؟!

- تاريخ كه روح، افعال و رفتار اميرالمؤمنين را ديده و نقل كرده است. از او استفاده كن! از ديدگان تاريخ!

- آري! مگر تو نمي گفتي الگويي مي خواهي كه تو را به شور بياورد. آنچه مي تواند يك جوان را به شور بياورد، ديدن حماسه آفريني ها و شورمندي هاي كسي است كه به او علاقمند است. حال چه كس ديگري را سراغ داري كه به اندازه اميرالمؤمنين ، حماسه آفريده باشد. در همان كودكي كه مصادف بود با آغاز بعثت پيامبر، كودكاني كه به تحريك مشركان،‌پيامبر را آزار مي دادند و سنگ مي پراندند، با شجاعت از اطراف پيامبر دور مي كرد. چه كسي ، شب را در بستري پر خطر بجاي ديگري،بجاي محبوبش خوابيده و از آن شب به عنوان لذتبخش ترين شب عمرش ياد كرده است؟ مگر رشادتهاي اميرالمؤمنين را در جنگ بدر نشنيده اي؟! آن هنگام او فقط 25 سال داشته است و به گفته مورخين نيمي از كشته شدگان اين جنگ با ضرب شمشير علي (ع) از پاي در آمده بودند. مي داني در جنگ احد زمانيكه علي (ع) 26 سال داشت،انجا كه در همان اوائل جنگ پرچمدار9 لشكر دشمن را بهخاك انداخت و بعد هم هنگامي كه پيامبر در خطرمحاصره بود پروانه وار به دور آن حضرت مي چرخيد و از وجود مباركشان محافظت مي كرد همه مردم چه ندايي را از آسمان شنيدند:

  ((لا فتي الا علي،‌ لا سيف الا ذوالفقار))

((علي از همه جوانها بهتر است و ذوالفقار او از همه شمشيرها برنده تر))

- اما جنگ خندق و شجاعت بي همتاي علي (ع) و داوطلب شدن ايشان جهت مبارزه با عمروبن عبدود يكي از نيرومندترين مردان عرب آري همانجا بود كه پيامبر به واسطه اخلاص علي (ع) در اين مقابله بي نظير فرمود :

(( ضربه علي يوم الخندق، افضل من عباده الثقلين))

به راستي كه چنين حمله اي در وصف هيچ دلير مرد ديگري بيان نشده! در آن زمان اميرالمؤمنين 28 سال بيشتر نداشت!

در جنگ خيبر نيز هنگاميكه تمام مردان با تجربه و جنگ ديده سپاه اسلام، شكست خورده بازگشتند، علي (ع) به ميدان آمد و با فتح قلعه محكم و مقاوم خيبر آن پيروزي بزرگ را براي اسلام به ارمغان آورد.

به راستي كه هيچ جوان ديگري،‌ چنين جواني پرشور و هيجان انگيزي نداشته است.

همه مردان بزرگ تاريخ بشريت و پيشاپيش همه آنان علي (ع) در دوران جواني از رموز موفقيت خود بهره برده، راههاي پرپيچ و خم آن را با درخشندگي پشت سر نهاده،  توانسته اند كارهاي بزرگي را به انجام رسانند.

تفريح و شادي علي (ع)

- مي داني اي دوست عزيز: من هم حرفهاي تو را مي پذيرم. اما جنگ و شور و حماسه فقط بخشي از زندگي انسان است. جيزهاي ديگري هم هستند كه آدمي بايد به آنها هم توجه كند. الگوي كامل، بايد در آن زمينه ها هم حرف براي گفتن داشته باشد. اينطور نيست؟

- حتماً همينطور است. و من به تو مي گويم كه اميرالمؤمنين در آن موارد هم، الگويي قابل قبول و كامل ارايه مي دهد. آخر تو درباره زندگي اميرالمؤمنين چه فكر كرده اي؟

فكر مي كني تمام زندگي حضرت علي (ع) در جنگ و عبادت خلاصه شده؟

 

- يعني اينطور نبوده است؟!

- نه كه نبوده است! حضرت علي (ع)، مردي خوش رو و خندان بوده اند. هميشه تبسم خوش آيندي بر لب داشته اند كه دل مؤمنان را شاد مي كرده است. ايشان تفريح هم مي كرده اند. منتها تفريح در ديدگاه علي (ع) ولگردي و اتلاف وقت يا روز را به شب رساندن نبود.

- پس تفريح علي (ع) چگونه بود ؟

علي (ع) كار را تفريح مي دانست.

تفريح او را، مسافرت، كمك به ديگران، تحصيل و تدريس، سرودن، نوشتن، حفظ و قرائت قرآن، مباحثه، نگريستن به طبيعت و ورزش تشكيل مي داد. پرداختن به ورزشهاي شمشيربازي، پرتاب نيزه، اسب سواري، كشتي، وزنه برداري و شركت در مسابقات ورزشي هم براي ايشان جنبه تفريح داشته است.

- چقدر جالب بوده است! احتمالاً به دليل همين ديدگاه اميرالمؤمنين نسبت به تفريح و زندگي بوده است كه اگر سرتاسر زندگي شان را مرور كنيم،‌ لحظه اي توقف و سكون در آن نمي يابيم. گويي حتي يك لحظه هم با لحظه قبلي شان مشابه نبوده است. و درست به دليل همين ديدگاه بود كه شوخي و خنده هم در سيره مولاي متقيان، شكل ديگري داشت.

- مگر شوخي و خنده علي (ع) چگونه بود؟

اميرالمؤمنين اهل شوخي و مزاح بود، اما نه شوخي هاي زننده و بي مزه! بلكه مزاح هاي معنادار و آموزنده!

هرگاه كه يكي از ياران و دوستانش را غمگين و گرفته مي ديد، با شوخي او را خوشحال مي كرد تا اندكي از اندوهش كم شود. از همه مهمتر اينكه، شادي علي (ع) هنگامي بود كه يك كافر، مسلمان مي شد. جنگي به پيروزي ختم مي شد، غذايي به فقير مي رساند، دل غمديده اي را شاد مي كرد،‌مشكلي را از كسي مرتفع مي كرد و كودك يتيمي را ذوق زده مي نمود. نكته ديگر هم اين بود كه مولاي متقيان در شوخي هايش مراقب و محافظ حدود شرعي بود تا حتي به شوخي دروغ نگويد،‌ دل مؤمني را نشكند يا با زن و دختر نامحرمي، شوخي ننمايد.

علي و ارتباط با زنان و دختران

- به طور مثال همين چگونگي ارتباط داشتن با زنها و دخترهاي نامحرم در جامعه، يكي از معضلات امروز ما جوانها است. بخاطر اينكه نه الگوي مناسبي در مورد آ‌ن ارائه شده و نه ديدگاه دين در مورد آن به خوبي مشخص و تبيين شده است. تازه، تندروي ها و كج رويهاي گروهها و طبقات گوناگون در مرحله عمل را هم به آن اضافه كن.

اگر به سيره اميرالمؤمنين دقت كني،‌مي بيني كه حضرت علي (ع) در سنين جواني با زنان سالخورده اسلام سلام و احوالپرسي مي نمود ولي با دختران و زنان جوان نه! حتي سلام هم نمي كرد. در حاليكه پيامبر در همان زمان با زنان و دختران هم سلام و احوالپرسي مي كردند. چون زماني كه علي (ع) 20 ساله و درعنفوان جواني چنين عمل مي نمود، پيامبر اكرم (ص) قريب 50 سال از عمر شريفشان مي گذشت بنابراين از آنجا كه احتمال پيش آمدن گناه دست كم براي طرف مقابل دور از ذهن نبود،‌علي (ع) اين تربيت شده مكتب پيامبر به عنوان يك جوان سعي داشت مسائل ارتباطي و حدود بين دختر و پسر يا به عبارتي زن و مرد را مراعات كند. هر چند وجود نازنين آن حضرت مبرا و پاكيزه از هر گونه آلودگي بود.

از طرفي پيامبر سه دختر جوان به نامهاي زينب، ام كلثوم و فاطمه در خانه داشتند. حضرت علي (ع) با اينكه از كودكي به اين خانه رفت و آمد داشتند،‌ اما در اين رفت و آمدها نهايت دقت را به عمل مي آوردند. در حاليكه همين علي (ع) در دوران خلافتش، وقتي كه حدود 60 سال سن داشت و همسر شهيدي را نيازمند كمك ديد، به ياري او شتافت.

 

پس در ارتباط با افراد نامحرم ،‌چيزي كه بيش از عوامل ديگر اهميت دارد

نيت و انگيزه طرفين و از همه مهمتر عدم امكان وجود مفسده درا ين ارتباط براي هر دو نفر است!

ياري رساندن به نيازمند و در طلب رضاي خدا آنهم در حد ضرورت مطلوب است و ليكن اين سيره جداي از بهانه جويي براي آشنايي و استمتاعات و لذت جويي و هرگونه آلودگي ديگر است.

به راستي كه كسي چون حضرت علي (ع)، در سنين جواني اش و در ريزترين حركات و رفتارهايش بهترين الگوي نسل جوان ماست.

  عبادت علي عليه السلام

از نظر اسلام هركار خير و مفيدي كه با انگيزه پاك خدايي توأم باشد عبادت است،‌از اينرو درس خواندن، كار و كسب و فعاليت اجتماعي داشتن، اگر لله و في الله باشد عبادت است. با وجود اين پاره اي از تعاليم اسلام همچون، نماز، روزه، مناجات و دعا و ... هستند كه فقط به منظور عبادت وضع شده اند.

اما عبادت اميرالمؤمنين :

علي (ع) شخصيتي است كه ميدانهاي جنگ را مي آرايد، ميدانهاي سياست را مي آرايد، نزديك به پنج سال بر بزرگ ترين كشورهاي آنرزو دنيا حكومت مي كند، ولي با آن همه كار و مشغله كه همه وقت انسان را به خودش مشغول مي كند عبادتي در بالاترين حد ممكن دارد. در چنين مواردي انسانهاي يك بْعدي مي گويند: در راه خدا كار مي كنيم و كارمان براي خداست پس دعا و عبادت ما همين كار ماست ولي علي (ع) اين كارها را دارد و در بسياري از شبها هزار ركعت نماز هم          مي  خواند. زمان پيامبر (ص) او يك جوان انقلابي و همه كاره در ميدانهاي مختلف است. هميشه مشغول است و وقت خالي ندارد. اما همان روزها وقتي نشستند و گفتند در بين اصحاب، عبادت چه كسي از همه بيشتر است؟ ابودرداء گفت:‌علي (ع). گفتند: چطور؟ نمونه و مثال آورد و همه را قانع نمود. زمان خلافت هم باز بيشترين عبادت را دارد، بطوريكه امام چهارم كه خود زين العابدين و سيد الساجدين است در مورد عبادت ايشان فرمود:

            و من يطيق هذا؟                          چه كسي طاقت چنين اعمالي را دارد؟

در اين مجال اندك به ذكر چند نكته پيرامون عبادت از ديدگاه اميرالمؤمنين (ع) اكتفا مي كنيم:

1- توجه كامل به انجام واجبات توأم با تمركز و حضور قلب

در هنگاميكه جنگ صفين و در ليله الحرير، در بحبوحه جنگ، هنگام اداي نماز،‌ بين دو صف جايي براي حضرت علي (ع) مهيا شد تا نماز بخوانند، آن حضرت در حاليكه تيرها از طرفين وي عبور مي كرد و بر زمين فرود مي آمد، بدون هيچ تزلزلي به نماز مشغول شد. چرا كه از ديدگاه اميرالمؤمنين ، اهميت هيچ عبادتي مانند اداي واجبات نمي باشد. لذا مي فرمايد:

((لا عباده كاداء الفرائض))

و بواسطه همين تمركز و توجه كامل به اداي فرائض است كه بهترين زمان براي در آوردن تير از پاي حضرت را زمان مشغول بودن ايشان به نماز مي دانند. چرا كه در آنحال هيچ توجهي به غير خدا ندارد.

2- عبادتهاي بي حاصل

از ديدگاه اميرالمؤمنين بسياري عبادات بي حاصل است :

چه بسيار انسان روزه داري كه بهره اي جز گرسنگي و تشنگي از روزه داري خود ندارد. و چه بسا شب زنده داري كه از شب زنده داري چيزي جز رنج و بي خوابي به دست نياورد! خوشا خواب زيركان و افطارشان.

از اين رو علاوه بر پرهيز از آفات عبادت همچون ريا و عجب و ... امام علي (ع) يكي از لوازم روي آوردن به مستحبات را نشاط روحي مي دانند و مي فرمايند :

براي دلها، روي آوردن و نشاط، و پشت كردن و فراري است. پس آنگاه كه ((نشاط)) دارند، آن را بر انجام ((مستحبات)) واداريد و آنگاه كه پشت كرده ((بي نشاط)) است، به انجام ((واجبات)) قناعت كنيد.

3- اقسام عبادات

(( إن قوما عبدوالله رغبه فتلك عباده التجار وإن قوما عبدوالله رهبه فتلك عباده العبيد و إن قوما عبدوالله شكرا فتلك عباده الاحرار))

همانا گروهي خداي را به انگيزه پاداش مي پرستند ، اين عبادت تجار است و گروهي او را از ترس مي پرستند، اين عبادت بردگان است و گروهي او را از روي سپاسگزاري مي پرستند و اين پرستش آزادگان است.))

 

و از كلمات قصارشان است كه :

من تو را بخاطر بيم از كيفرت و يا به خاطر طمع در بهشت عبادت و پرستش نكرده ام.

من تو را بدان جهت پرستش كردم كه شايسته پرستش يافتم.

4- وجوه عبادات

نهج البلاغه و بيانات اميرالمؤمنين پر است از ترسيمها و مطالب مربوط به عبادت وعبادت پيشگان!

گاهي سيماي عابدين و سالكين از نظر شب زنده داري ها خوف و خشيتها، شوق و لذتها، سوزو گدازها، آه و ناله ها و تلاوت قرآنها ترسيم شده و گاهي واردات قلبي و عنايات غيبي كه در پرتو عبادت و مراقبه و جهاد نفس نصيبشان مي گردد،‌بيان شده است، گاهي تأثير عبادت از نظر (گناه زدايي) و محو آثار تيره گناهان مورد بحث قرار گرفته است، گاهي به اثر عبادت از نظر درمان پاره اي بيماريهاي اخلاقي و عقده هاي رواني، اشاره شده است. گاهي هم از لذتها و بهجت هاي خالص و بي شائبه و بي رقبت عباد و زهاد و سالكان راه ذكري به ميان آمده است.

الهي كفي به عزا ان اكون لك عبدا و كفي به فخرا ان تكون لي ربا انت كما احب فاجعلني كما تحب

(http://www.emamali.net/ebadat-ali.htm)

 

 

 

 

 

  

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم آذر 1387ساعت 13:16  توسط دلنواز قراملکی  | 


شبهای سامرا هنوز شام غریبان است

Image

امروز مورخ ۱۹ آذر 1387 شمسی و ۱۰ ذوالحجه 1429 قمری، مدت 10۳0 روز از اقدام وحشیانه دشمنان اسلام در سامرا می‌گذرد ولی هنوز بارگاه عسکریین (ع) زیر آوار غربت مدفون و شب‌هایش شام غریبان است.


 

ساعت 6 و 45 دقیقه بامداد چهارشنبه سوم اسفندماه 1384 انفجاری حرم مقدس امام هادی و امام حسن عسكری(ع) در شهر سامرا در 120 كیلومتری شمال بغداد را تخریب کرد‏. در این انفجار بخش‌ بالایی گنبد مطهر حرم مطهر امام هادی (ع) تخریب شده و دو مناره حرم امام هادی (ع) و امام حسن عسکری (ع) نیز آسیب جدی دیدند.

در پی انفجار در گنبد شریف امام هادی (ع) و این هتک حرمت در عراق، بانگ تكبیر از مساجد و حسینیه‌ها برخاست. علم‌های "یاحسین" برفراز این مساجد به اهتزاز در آمد. جنایت انفجار گلدسته‌های طلایی مرقد امامین عسكریین (ع) در شهر مقدس سامرا روز چهارشنبه با موجی از محكومیت در عراق مواجه شد.  

شبكه‌های تلویزیونی عراق با عرض تسلیت این اقدام تروریستی را محكوم كردند‏. شبکه های تلویزیونی متعدد دیگری همچون الجزیره همه این اقدام غیر انسانی را تسلیت گفته و محکوم کردند. رهبران دینی شیعه و اهل تسنن عراق و مسوولان بلندپایه این كشور در بیانیه‌ها و اظهارات خبری جنایت را محكوم كردند .درتمامی این بیانیه‌ها بر وحدت و نفی فتنه ‌مذهبی و حفظ آرامش و خویشتنداری تاكید شد.


مراجع تقلید، طلاب حوزه علمیه و مدارس علمیه سراسر ایران و سایر کشورها با صدور بیانیه‌ها و اطلاعیه‌های جداگانه این اقدام وحشیانه را محکوم کردند و خواستار بازسازی حرمین شریفین سامرا شدند‏. در پی فراخوان علمای اهل سنت و شیعه عراق، نماز وحدت با حضور شیعیان و اهل‌سنت عراق دوشنبه 8 اسفندماه در شهر سامرا برگزار شد‏ .همچنین ده‌ها جوان شیعه و سنی عراق بعد از فاجعه سامرا، چندین روز متوالی با توجه با ناامنی ها در كنار حرم مطهر امام هادی (ع) تحصن کردند.

امروز ۱۰ ذوالحجه 1429، مدت 10۳0 روز از این جنایت و اقدام غیر انسانی می‌گذرد ولی هنوز بارگاه عسکریین (ع) زیر آوار غربت مدفون و شب‌هایش شام غریبان است.

00-14a.jpg
00-14b.jpg
00-14c.jpg
00-14d.jpg

 

السلام علیکم ایها الامامین العسگریین

السلام علیک یا امام هادی(ع). السلام علیک یا امام حسن عسگری(ع). سلام بر شما و تربت پاکتان...

آنان را که فکر می کنند با نابودی آرامگاه شریفتان می توانند عشق و محبت شما اهل بیت و رسول الله که در گوشت و خون شیعیان ریشه دوانیده را در دل ها از بین ببرند، بسی خیالهای واهی فرا گرفته است. فرزندان نابکار ابوسفیانها و ابوجهل ها و ابولهب ها باید بدانند که بر طبق سنت استدراج خداوند منان این دو سه روز دنیا به آنها فقط مهلتی داده شده تا جایگاه خود را در دوزخ تثبیت کنند. باید بدانند که شیعیان قطعا در راه آن بزرگواران خواهند ماند و با اشك چشم مزارشان را شستشو خواهند داد و دسته گل محبت دلهایشان را همیشه بر سر مزارشان خواهند گذاشت.

آنان باید بدانند که این جسارت ها و تعرض های وحشیانه به ساحت پیامبر اسلام (ص) و ذریه معصوم و با عظمت او نمی تواند كوچكترین شكافی میان مسلمانان ایجاد نماید و برعكس موجب اتحاد آنان خواهد بود و به شناسایی دشمنان نامشروع و ضد بشر امت اسلامی خواهد انجامید.

 

عملیات بازسازی حرمین عسکریین(ع) در سامرا

10 شهریور 1387 (حدود شش ماه قبل)، نخستین مرحله از بازسازی حرمین عسکریین(ع) که خاکبرداری از این حرم شریف و همچنین قبر حضرت نرجس(س)، مادر گرامی امام مهدی(عج) و حضرت حکیمه(س) خواهر گرانقدر امام حسن عسکری(ع) آغاز شد و ضریح موقتی نیز تا پایان مراحل بازسازی برای مزار امامان شیعه در حرم ها نصب شد.

محبین اهل بیت عصمت وطهارت در یک تلاش شبانه روزی در تصاویر زیر در حال بازسازی حرم مطهر امامین عسکریین (ع) هستند.

00-13a.jpg
00-13b.jpg
00-13c.jpg
00-13d.jpg
00-13e.jpg
00-13f.jpg
00-13g.jpg
00-13h.jpg
00-13i.jpg
00-13j.jpg
00-13k.jpg


بیننده :
  نظرات (3)
 

نوشتن نظر
نام:
عنوان:
نظر:



كد:* Code

 
+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم آذر 1387ساعت 12:12  توسط دلنواز قراملکی  | 

 
مدينه هر روز شاهد وداع زائران است

Image 

پس از انجام زیارت وادع، همه زائران برای حركت به سمت میقات مسجد شجره آماده می‌شوند تا مناسك را برجای آورند.

 

در این روز اشك‌های زائران است كه سخن می‌گوید و زائران در لباس احرام شكوهمندترین خداحافظی را با پیامبر (ص) و ائمه بقیع برجامی آورند.

زائران ایرانی در مراسمی كه اینجا در مدینه دیگر یك عرف شده است ، در روز آخر حضور در شهر پیامبر ، برنامه وداع دسته جمعی دارند.

دراین روز، زیارت وداع خوانده و سپس متن پیمان نامه با پیامبر به صورت دسته جمعی قرائت می‌شود.

پس از انجام این مراسم، همه زائران برای حركت به سمت میقات مسجد شجره آماده می‌شوند تا مناسك را برجای آورند.

كاروان‌ها در مدت هفت الی هشت روز حضور در مدینه برای هر روز حضور زائران در این شهر برنامه‌های مختلفی به مورد اجرا می‌گذارند زیرا برای هر روز عنوانی انتخاب شده است.

روز اول حضور در مدینه منوره به نام پیامبر گرامی اسلام نامگذاری شده و در این روز كاروان‌ها در خصوص ارادت، فضلیت زیارت، فلسفه زیارت و ارزش‌های معنوی مترتب برزیارت نبی مكرم اسلام به زائران مطالبی ارایه می‌كنند.

دومین روز حضور در مدینه منوره به نام مبارك حضرت فاطمه زهرا(س) نامگذاری شده است و در این روز از بانوان بزگواری كه در مدینه مدفون هستند تجلیل می شود.

روز سوم به نام‌های مبارك امام مجتبی و امام سجاد (ع) و روز چهارم به نام‌های مبارك امام باقر(ع) و امام صادق نامگذاری شده و كاروان‌ها برنامه های ویژه‌ای در این خصوص در كاروان اجرا می‌كنند.

در روز پنجم كه به نام اصحاب نامگذاری شده ازاصحاب و بزرگان و شهدای مدفون در مدینه بویژه حمزه سید الشهدا (ع) تجلیل می‌شود.

اكنون پس از گذشت هفت الی هشت روز هر كاروان ایرانی تدارك سفر می‌بندد تو گویی كه زائر نباید آرام گیرد و دوباره آماده سفر شود سفری الهی و دیداری جاودانی.

منظره وداع با پیامبر اكرم صحنه عجیبی است هیچ زائری دوست ندارد ازمدینه دل بكند اما این شوق وصال الهی و حضور در بیت الله الحرام است كه تلخی وداع را به شهد وصال دوست پیوندمی دهد. (۲)


بینده :
  نظرات (1)

1. elmira-21.blogfa.com
۲ . این مطلب نوشته بانو المیرا می باشد .

 

 

نوشتن نظر
نام:
عنوان:
نظر:



كد:* Code

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آذر 1387ساعت 23:56  توسط دلنواز قراملکی  |